پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۶۱۵

به داغ حسرت آن آتشین لعل

چو اخگر گشته خاکسترنشین لعل

نگین لعل یار آن نقل دارد

چه خون‌ها می‌شود آخر برین لعل

بر آن رخسار گلگون حلقهٔ زلف

نشانیدست در انگشترین لعل

تلف کاری چشم و دل چه گویم

به غارت می‌دهد آن گوهر این لعل

شود گل تا گریبان غرق در خون

اگر پوشد قبا آن نازنین لعل

دل خون گشتهٔ واقف نگهدار

که گردد تکمهٔ جیب تو این لعل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱۷ربودی جان من زین دل ازان دل
  2. شمارهٔ ۶۱۸زلف تو ز بس حال مرا ساخته مختل
  3. شمارهٔ ۶۱۹دل بردی و چه‌ها که نکردی به جان دل
  4. شمارهٔ ۶۲۰ای که هرگز نکنی چارهٔ بیماری دل
  5. شمارهٔ ۶۲۱از جنگ تو شدم من دل‌تنگ منفعل
  6. شمارهٔ ۶۲۲از بس به راه شوق تو شد بی‌قرار دل
  7. شمارهٔ ۶۲۳خواهم شود از پیچ و خم زلف رها دل
  8. شمارهٔ ۶۲۴از تو در کون و مکان هنگامهٔ عشق است گرم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.