پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۵

هرچند که با من است این دل

آمادهٔ رفتن است این دل

در کوچهٔ عشق خانه دارد

بنیاد کن من است این دل

کارش همه‌وقت بت‌پرستی است

یا رب چه برهمن است این دل

با سنگدلان گرفت الفت

سامان شکستن است این دل

زنجیر مرا دگر مجنبان

آمادهٔ شیون است این دل

خورد از تو فریب دوستداری

با خویش چه دشمن است این دل

از سنگ جفا نمی‌هراسد

گویا که ز آهن است این دل

عمریست که در هوای آن زلف

زنجیر به گردن است این دل

واقف تا کی ز دل شکایت

آخر جگر من است این دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۷می‌روم هر سو دوان از دست دل
  2. شمارهٔ ۶۰۸گر گوش کنی ترانهٔ دل
  3. شمارهٔ ۶۰۹زمین برد آن دو چشم سرمه‌سا دل
  4. شمارهٔ ۶۱۰کرده اظهار غمم پیش تو صدبار خجل
  5. شمارهٔ ۶۱۱ز شیون دل غنچه آزرد بلبل
  6. شمارهٔ ۶۱۲بس که نگذاشته شرم رخ او رنگ به گل
  7. شمارهٔ ۶۱۳بس که رفت از پی تو صد جا دل
  8. شمارهٔ ۶۱۴گوش مردم کراست و ذه کلیل
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.