پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۱

هرگز نشد دل ما یک‌دم به ما موافق

پهلو تهی نمودیم زین یار ناموافق

عریان‌تنی نزیبد غیر از فقیر کس را

تنها به قامت من هست این قبا موافق

آن‌کس که پای او کرد در عشق خود به زنجیر

دیگر نیفتد او را کفشی به پا موافق

زین جسم عنصری نیست یک لحظه جان من شاد

افتاده‌ام ز عمری در چار ناموافق

از گریه کور گشتم خاک درش بیارید

شاید به چشمم افتد این توتیا موافق

بیمار عشق واقف مشکل دوا پذیرد

گردد مخالفش آب چون شد هوا موافق

ردیف الکاف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۳بر کمر توشه از لخت جگر دارد اشک
  2. شمارهٔ ۶۰۴روز ازل که گشت غمت آشنای دل
  3. شمارهٔ ۶۰۵هرچند که با من است این دل
  4. شمارهٔ ۶۰۶کی درد به افسانه و افسون رود از دل
  5. شمارهٔ ۶۰۷می‌روم هر سو دوان از دست دل
  6. شمارهٔ ۶۰۸گر گوش کنی ترانهٔ دل
  7. شمارهٔ ۶۰۹زمین برد آن دو چشم سرمه‌سا دل
  8. شمارهٔ ۶۱۰کرده اظهار غمم پیش تو صدبار خجل
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.