پرش به محتوای اصلی
سعدی

سعدی

غزلیات

۶۳۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۱ صید بیابان عشق چون بخورَد تیرِ او
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۲ هر که به خویشتن رود ره نبرد به سوی او
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۳ راستی گویم به سروی ماند این بالای تو
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۴ بیا که در غم عشقت مشوشم بی‌تو
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۵ ای طراوت برده از فردوس اعلی روی تو
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۶ آن سرو ناز بین که چه خوش می‌رود به راه
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۷ پنجه با ساعد سیمین که نیندازی به
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۸ ای که شمشیر جفا بر سر ما آخته‌ای
  9. غزل شمارهٔ ۴۸۹ ای رخ چون آینه افروخته
  10. غزل شمارهٔ ۴۹۰ ای که ز دیده غایبی در دل ما نشسته‌ای
  11. غزل شمارهٔ ۴۹۱ حَنّاست آن که ناخن دلبند رُشته‌ای؟
  12. غزل شمارهٔ ۴۹۲ ای باغ حسن چون تو نهالی نیافته
  13. غزل شمارهٔ ۴۹۳ سرمست بتی، لطیف، ساده
  14. غزل شمارهٔ ۴۹۴ ای یار جفا کردهٔ پیوند بریده
  15. غزل شمارهٔ ۴۹۵ می‌برزند ز مشرق، شمع فلک زبانه
  16. غزل شمارهٔ ۴۹۶ ای صورتت ز گوهر معنی خزینه‌ای
  17. غزل شمارهٔ ۴۹۷ خلاف سرو را روزی خرامان سوی بستان آی
  18. غزل شمارهٔ ۴۹۸ قیمت گل برود چون تو به گلزار آیی
  19. غزل شمارهٔ ۴۹۹ خرم آن روز که چون گل به چمن بازآیی
  20. غزل شمارهٔ ۵۰۰ تا کی‌ام انتظار فرمایی
  21. غزل شمارهٔ ۵۰۱ تو از هر در که بازآیی، بدین خوبی و زیبایی
  22. غزل شمارهٔ ۵۰۲ تو با این لطف طبع و دل‌ربایی
  23. غزل شمارهٔ ۵۰۳ تو پری‌زاده ندانم ز کجا می‌آیی
  24. غزل شمارهٔ ۵۰۴ چه روی است آن که دیدارش ببرد از من شکیبایی
  25. غزل شمارهٔ ۵۰۵ خبرت خراب‌تر کرد جراحت جدایی
  26. غزل شمارهٔ ۵۰۶ دریچه‌ای ز بهشتش به روی بگشایی
  27. غزل شمارهٔ ۵۰۷ گرم راحت رسانی ور گزایی
  28. غزل شمارهٔ ۵۰۸ مشتاق توام با همه جوری و جفایی
  29. غزل شمارهٔ ۵۰۹ من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
  30. غزل شمارهٔ ۵۱۰ نه من تنها گرفتارم به دام زلف زیبایی
  31. غزل شمارهٔ ۵۱۱ هر کس به تماشایی، رفتند به صحرایی
  32. غزل شمارهٔ ۵۱۲ همه چشمیم تا برون آیی
  33. غزل شمارهٔ ۵۱۳ ای ولوله عشق تو بر هر سر کویی
  34. غزل شمارهٔ ۵۱۴ ای خسته دلم در خم چوگان تو گویی
  35. غزل شمارهٔ ۵۱۵ چه جرم رفت که با ما سخن نمی‌گویی
  36. غزل شمارهٔ ۵۱۶ کدام کس به تو ماند که گویمت که چون اویی؟
  37. غزل شمارهٔ ۵۱۷ ای حسن خط از دفتر اخلاق تو بابی
  38. غزل شمارهٔ ۵۱۸ تو خون خلق بریزی و روی درتابی
  39. غزل شمارهٔ ۵۱۹ سرِ آن ندارد امشب که برآید آفتابی
  40. غزل شمارهٔ ۵۲۰ که دست تشنه می‌گیرد به آبی؟
  41. غزل شمارهٔ ۵۲۱ سَلِ المَصانِعَ رَکباً تَهیمُ في الفَلَواتِ
  42. غزل شمارهٔ ۵۲۲ تو هیچ عهد نبستی که عاقبت نشکستی
  43. غزل شمارهٔ ۵۲۳ همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
  44. غزل شمارهٔ ۵۲۴ یارا قدحی پر کن از آن داروی مستی
  45. غزل شمارهٔ ۵۲۵ اگر مانند رخسارت گلی در بوستانستی
  46. غزل شمارهٔ ۵۲۶ تعالی الله چه روی است آن که گویی آفتابستی
  47. غزل شمارهٔ ۵۲۷ ای باد که بر خاک در دوست گذشتی
  48. غزل شمارهٔ ۵۲۸ یاد می‌داری که با من جنگ در سر داشتی
  49. غزل شمارهٔ ۵۲۹ سست پیمانا به یک ره دل ز ما برداشتی
  50. غزل شمارهٔ ۵۳۰ ندیدمت که بکردی وفا بدان چه بگفتی
  51. غزل شمارهٔ ۵۳۱ ای از بهشت جزوی و از رحمت آیتی
  52. غزل شمارهٔ ۵۳۲ چون خراباتی نباشد زاهدی‌؟
  53. غزل شمارهٔ ۵۳۳ ای باد بامدادی خوش می‌روی به شادی
  54. غزل شمارهٔ ۵۳۴ دیدی که وفا به جا نیاوردی
  55. غزل شمارهٔ ۵۳۵ مپرس از من که هیچم یاد کردی
  56. غزل شمارهٔ ۵۳۶ مکن سرگشته آن دل را که دست‌آموز غم کردی
  57. غزل شمارهٔ ۵۳۷ چه باز در دلت آمد که مهر برکندی
  58. غزل شمارهٔ ۵۳۸ گفتم آهن‌دلی کنم چندی
  59. غزل شمارهٔ ۵۳۹ نگارا وقت آن آمد که دل با مهر پیوندی
  60. غزل شمارهٔ ۵۴۰ خلاف شرط محبت، چه مصلحت دیدی؟

متن اشعار به نقل از گنجور.