پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۰

تا کی‌ام انتظار فرمایی

وقت نامد که روی بنمایی؟

اگرم زنده باز خواهی دید

رنجه شو پیش‌تر چرا نایی؟

عمر کوته‌تر است از آن که تو نیز

در درازی وعده افزایی

از تو کی برخورم که در وعده

سپری گشت عهد بُرنایی؟

نرسیدیم در تو و نرسد

هیچ بیچاره را شکیبایی

به سر راهت آورم هر شب

دیده‌ای در وداع بینایی

روز من شب شود و شب روزم

چون ببندی نقاب و بگشایی

بر رخ سعدی از خیال تو دوش

زرگری بود و سیم پالایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۲تو با این لطف طبع و دل‌ربایی
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۳تو پری‌زاده ندانم ز کجا می‌آیی
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۴چه روی است آن که دیدارش ببرد از من شکیبایی
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۵خبرت خراب‌تر کرد جراحت جدایی
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۶دریچه‌ای ز بهشتش به روی بگشایی
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۷گرم راحت رسانی ور گزایی
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۸مشتاق توام با همه جوری و جفایی
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۹من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
همه‌ی غزلیات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.