پرش به محتوای اصلی
سعدی

سعدی

غزلیات

۶۳۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۱ مگر دگر سخن دشمنان نیوشیدی
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۲ آخر نگاهی باز کن وقتی که بر ما بگذری
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۳ ای برق اگر به گوشه آن بام بگذری
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۴ ای که بر دوستان همی‌گذری
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۵ بخت آیینه ندارم که در او می‌نگری
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۶ جور بر من می‌پسندد دلبری
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۷ خانه صاحب‌نظران می‌بری
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۸ دانی چه گفت مرا آن بلبل سحری
  9. غزل شمارهٔ ۵۴۹ دانمت آستین چرا پیش جمال می‌بری
  10. غزل شمارهٔ ۵۵۰ دیدم امروز بر زمین قمَری
  11. غزل شمارهٔ ۵۵۱ رفتی و همچنان به خیال من اندری
  12. غزل شمارهٔ ۵۵۲ روی گشاده ای صنم طاقت خلق می‌بری
  13. غزل شمارهٔ ۵۵۳ سرو بستانی تو یا مه یا پری
  14. غزل شمارهٔ ۵۵۴ کس درنیامده‌ست بدین خوبی از دری
  15. غزل شمارهٔ ۵۵۵ گر برود به هر قدم در ره دیدنت سری
  16. غزل شمارهٔ ۵۵۶ گر کنم در سر وفات سری
  17. غزل شمارهٔ ۵۵۷ هرگز این صورت کند صورتگری؟
  18. غزل شمارهٔ ۵۵۸ هر نوبتم که در نظر ای ماه بگذری
  19. غزل شمارهٔ ۵۵۹ چون است حال بستان، ای باد نوبهاری!
  20. غزل شمارهٔ ۵۶۰ خبر از عیش ندارد که ندارد یاری
  21. غزل شمارهٔ ۵۶۱ خوش بوَد یاری و یاری بر کنار سبزه‌زاری
  22. غزل شمارهٔ ۵۶۲ دو چشم مست تو برداشت رسم هشیاری
  23. غزل شمارهٔ ۵۶۳ عمری به بوی یاری کردیم انتظاری
  24. غزل شمارهٔ ۵۶۴ مرا دلیست گرفتار عشق دلداری
  25. غزل شمارهٔ ۵۶۵ من از تو روی نپیچم گرم بیازاری
  26. غزل شمارهٔ ۵۶۶ نه تو گفتی که «به جای آرم» و گفتم که «نیاری»
  27. غزل شمارهٔ ۵۶۷ اگر به تحفهٔ جانان هزار جان آری
  28. غزل شمارهٔ ۵۶۸ کس از این نمک ندارد، که تو ای غلام داری
  29. غزل شمارهٔ ۵۶۹ حدیث یا شکر است آن که در دهان داری
  30. غزل شمارهٔ ۵۷۰ هرگز نبود سرو به بالا که تو داری
  31. غزل شمارهٔ ۵۷۱ تو اگر به حسن، دعوی بکنی، گواه داری
  32. غزل شمارهٔ ۵۷۲ این چه رفتار است کآرامیدن از من می‌بری؟
  33. غزل شمارهٔ ۵۷۳ تو در کمند نیفتاده‌ای و معذوری
  34. غزل شمارهٔ ۵۷۴ ما بی تو به دل بر نزدیم آب صبوری
  35. غزل شمارهٔ ۵۷۵ هر سلطنت که خواهی، می‌کن که دل‌پذیری
  36. غزل شمارهٔ ۵۷۶ اگر کلالهٔ مشکین ز رخ براندازی
  37. غزل شمارهٔ ۵۷۷ امیدوارم اگر صد رهم بیندازی
  38. غزل شمارهٔ ۵۷۸ تو خود به صحبت امثال ما نپردازی
  39. غزل شمارهٔ ۵۷۹ تا کی ای آتش سودا به سرم برخیزی؟ 
  40. غزل شمارهٔ ۵۸۰ گر درون‌سوخته‌ای با تو برآرد نفسی
  41. غزل شمارهٔ ۵۸۱ همی‌زنم نفس سرد بر امید کسی
  42. غزل شمارهٔ ۵۸۲ یار گرفته‌ام بسی، چون تو ندیده‌ام کسی
  43. غزل شمارهٔ ۵۸۳ ما سپر انداختیم گر تو کمان می‌کشی
  44. غزل شمارهٔ ۵۸۴ هرگز آن دل بنمیرد که تو جانش باشی
  45. غزل شمارهٔ ۵۸۵ اگر تو پرده بر این زلف و رخ نمی‌پوشی
  46. غزل شمارهٔ ۵۸۶ به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی
  47. غزل شمارهٔ ۵۸۷ به قلم راست نیاید صفت مشتاقی
  48. غزل شمارهٔ ۵۸۸ عمرم به آخر آمد عشقم هنوز باقی
  49. غزل شمارهٔ ۵۸۹ دلِ دیوانگی‌ام هست و سرِ ناباکی
  50. غزل شمارهٔ ۵۹۰ عشق جانان در جهان هرگز نبودی کاشکی
  51. غزل شمارهٔ ۵۹۱ سخت زیبا می‌روی یک‌بارگی
  52. غزل شمارهٔ ۵۹۲ روی بپوش ای قمر خانگی
  53. غزل شمارهٔ ۵۹۳ بَسَم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی
  54. غزل شمارهٔ ۵۹۴ تَرَحَّمْ ذِلَّتی یا ذَا المعالی
  55. غزل شمارهٔ ۵۹۵ هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی
  56. غزل شمارهٔ ۵۹۶ مرا تو جان عزیزی و یار محترمی
  57. غزل شمارهٔ ۵۹۷ بسیار سفر باید تا پخته شود خامی
  58. غزل شمارهٔ ۵۹۸ تو کدامی و چه نامی که چنین خوب خرامی
  59. غزل شمارهٔ ۵۹۹ چون تنگ نباشد دل مسکین حمامی
  60. غزل شمارهٔ ۶۰۰ صاحب نظر نباشد در بند نیک‌نامی

متن اشعار به نقل از گنجور.