پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۹

تا کی ای آتش سودا به سرم برخیزی؟ 

تا کی ای نالهٔ زار از جگرم برخیزی؟ 

تا کی ای چشمهٔ سیماب که در چشم منی

از غَمِ دوست به روی چو زَرَم برخیزی؟ 

یک زمان دیدهٔ من ره به سوی خواب بَرَد

ای خیال ار شبی از رهگذرم برخیزی

ای دل از بهر چه خونابه شدی در بَرِ من؟ 

زود باشد که تو نیز از نظرم برخیزی

به چه دانش زنی ای مرغ سحر نوبت روز؟

که نه هر صبح به آه سحرم برخیزی

ای غم از همنفسی تو ملالم بگرفت

هیچت افتد که خدا را ز سرم برخیزی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۱همی‌زنم نفس سرد بر امید کسی
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۲یار گرفته‌ام بسی، چون تو ندیده‌ام کسی
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۳ما سپر انداختیم گر تو کمان می‌کشی
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۴هرگز آن دل بنمیرد که تو جانش باشی
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۵اگر تو پرده بر این زلف و رخ نمی‌پوشی
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۶به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۷به قلم راست نیاید صفت مشتاقی
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۸عمرم به آخر آمد عشقم هنوز باقی
همه‌ی غزلیات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.