پرش به محتوای اصلی
سعدی

سعدی

غزلیات

۶۳۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۱ ای دریغا گر شبی در بر خرابت دیدمی
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۲ آسوده‌خاطرم که تو در خاطر منی
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۳ اگر تو میلِ محبّت کنی و گر نکنی
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۴ زنده بی دوست خفته در وطنی
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۵ سروقدی میان انجمنی
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۶ کس نگذشت در دلم تا تو به خاطر منی
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۷ من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۸ ای سرو حدیقه معانی
  9. غزل شمارهٔ ۶۰۹ بر آنم گر تو باز آیی که در پایت کنم جانی
  10. غزل شمارهٔ ۶۱۰ بنده‌ام گر به لطف می‌خوانی
  11. غزل شمارهٔ ۶۱۱ بهار آمد که هر ساعت رود خاطر به بستانی
  12. غزل شمارهٔ ۶۱۲ جمعی که تو در میان ایشانی
  13. غزل شمارهٔ ۶۱۳ ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی
  14. غزل شمارهٔ ۶۱۴ کبر یک سو نِه اگر شاهد درویشانی
  15. غزل شمارهٔ ۶۱۵ ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانی
  16. غزل شمارهٔ ۶۱۶ نگویم آب و گل است آن وجود روحانی
  17. غزل شمارهٔ ۶۱۷ نه طریقِ دوستان است و نه شرطِ مهربانی
  18. غزل شمارهٔ ۶۱۸ همه کس را تن و اندام و جمال است و جوانی
  19. غزل شمارهٔ ۶۱۹ چرا به سرکشی از من عنان بگردانی
  20. غزل شمارهٔ ۶۲۰ فرخ، صباحِ آن که تو بر وی نظر کنی
  21. غزل شمارهٔ ۶۲۱ سروْ ایستاده بِهْ، چو تو رفتار می‌کنی
  22. غزل شمارهٔ ۶۲۲ چشم رضا و مرحمت بر همه باز می‌کنی
  23. غزل شمارهٔ ۶۲۳ دیدار می‌نمایی و پرهیز می‌کنی
  24. غزل شمارهٔ ۶۲۴ روزی به زنخدانت گفتم به سیمینی
  25. غزل شمارهٔ ۶۲۵ شب است و شاهد و شمع و شراب و شیرینی
  26. غزل شمارهٔ ۶۲۶ امروز چنانی ای پری‌روی
  27. غزل شمارهٔ ۶۲۷ خواهم اندر پایش افتادن چو گوی
  28. غزل شمارهٔ ۶۲۸ تا کی روم از عشق تو شوریده به هر سوی؟
  29. غزل شمارهٔ ۶۲۹ گل است آن یا سمن یا ماه یا روی
  30. غزل شمارهٔ ۶۳۰ مرحبا ای نسیم عنبربوی
  31. غزل شمارهٔ ۶۳۱ وقت آن آمد که خوش باشد کنار سبزه جوی
  32. غزل شمارهٔ ۶۳۲ سروِ سیمینا به صحرا می‌روی
  33. غزل شمارهٔ ۶۳۳ ای باد صبحدم خبر دلسِتان بگوی
  34. غزل شمارهٔ ۶۳۴ ای که به حسن قامتت سرو ندیده‌ام سهی
  35. غزل شمارهٔ ۶۳۵ اگرم حیات بخشی وگرم هلاک خواهی
  36. غزل شمارهٔ ۶۳۶ نشنیده‌ام که ماهی، بر سر نَهَد کُلاهی
  37. غزل شمارهٔ ۶۳۷ ندانم از من خسته‌جگر چه می‌خواهی؟

متن اشعار به نقل از گنجور.