پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۶

امروز چنانی ای پری‌روی

کز ماه به حسن می‌بری گوی

می‌آیی و در پی تو عشاق

دیوانه شده دوان به هر سوی

اینک من و زنگیان کافر

وان ملعب لعبتان جادوی

آورده ز غمزه سحر در چشم

در داده ز فتنه تاب در موی

وز بهر شکار دل نهاده

تیر مژه در کمان ابروی

نرخ گل و گلشکر شکسته

زآن چهره خوب و لعل دلجوی

چاکر شده شاه اخترانت

شیر فلکت شده سگ کوی

بر بام سراچهٔ جمالت

کیوان شده پاسبان هندوی

عارض به مثل چو برگ نسرین

بالا به صفت چو سرو خودروی

گویی به چه شانه کرده‌ای زلف

یا خود به چه آب شسته‌ای روی

کز روی به لاله می‌دهی رنگ

وز زلف به مشک می‌دهی بوی

چون سعدی، صد هزار بلبل

گلزار رخ تو را غزل‌گوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۸تا کی روم از عشق تو شوریده به هر سوی؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۹گل است آن یا سمن یا ماه یا روی
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۰مرحبا ای نسیم عنبربوی
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۱وقت آن آمد که خوش باشد کنار سبزه جوی
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۲سروِ سیمینا به صحرا می‌روی
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۳ای باد صبحدم خبر دلسِتان بگوی
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۴ای که به حسن قامتت سرو ندیده‌ام سهی
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۵اگرم حیات بخشی وگرم هلاک خواهی
همه‌ی غزلیات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.