پرش به محتوای اصلی
سعدی

سعدی

غزلیات

۶۳۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۱ چون من به نفس خویشتن این کار می‌کنم
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۲ آن کس که از او صبر محال است و سکونم
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۳ ز دستم بر نمی‌خیزد که یک دم بی تو بنشینم
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۴ من از تو صبر ندارم که بی تو بنشینم
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۵ منم یا رب در این دولت که روی یار می‌بینم
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۶ دلم تا عشق باز آمد، در او جز غم نمی‌بینم
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۷ من از این جا به ملامت نروم
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۸ نه از چینم حکایت کن نه از روم
  9. غزل شمارهٔ ۴۲۹ تو مپندار کز این در به ملامت بروم
  10. غزل شمارهٔ ۴۳۰ به تو مشغول و با تو همراهم
  11. غزل شمارهٔ ۴۳۱ امشب آن نیست که در خواب رود چشم ندیم
  12. غزل شمارهٔ ۴۳۲ ما دگر کس نگرفتیم به جای تو ندیم
  13. غزل شمارهٔ ۴۳۳ ما به روی دوستان از بوستان آسوده‌ایم
  14. غزل شمارهٔ ۴۳۴ ما در خلوت به روی خلق ببستیم
  15. غزل شمارهٔ ۴۳۵ ای سروبالایِ سهی، کز صورت حال آگهی
  16. غزل شمارهٔ ۴۳۶ عمرها در پی مقصود به جان گردیدیم
  17. غزل شمارهٔ ۴۳۷ بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
  18. غزل شمارهٔ ۴۳۸ ما دل دوستان به جان بخریم
  19. غزل شمارهٔ ۴۳۹ ما گدایان خیل سلطانیم
  20. غزل شمارهٔ ۴۴۰ کاش کان دل‌بر عیار که من کشتهٔ اویم
  21. غزل شمارهٔ ۴۴۱ عهد کردیم که بی‌دوست به صحرا نرویم
  22. غزل شمارهٔ ۴۴۲ گر غصهٔ روزگار گویم
  23. غزل شمارهٔ ۴۴۳ بکن چندان که خواهی جور بر من
  24. غزل شمارهٔ ۴۴۴ یا رب آن روی است یا برگ سمن؟
  25. غزل شمارهٔ ۴۴۵ در وصف نیاید که چه شیرین‌دهن است آن
  26. غزل شمارهٔ ۴۴۶ ای کودک خوبروی حیران
  27. غزل شمارهٔ ۴۴۷ برخیز که می‌رود زمستان
  28. غزل شمارهٔ ۴۴۸ خوشا و خُرّما وقت حبیبان
  29. غزل شمارهٔ ۴۴۹ چه خوش است بوی عشق از نفس نیازمندان
  30. غزل شمارهٔ ۴۵۰ بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران
  31. غزل شمارهٔ ۴۵۱ دو چشم مست میگونت ببرد آرام هشیاران
  32. غزل شمارهٔ ۴۵۲ فراق دوستانش باد و یاران
  33. غزل شمارهٔ ۴۵۳ سخت به ذوق می‌دهد باد ز بوستان نشان
  34. غزل شمارهٔ ۴۵۴ دیگر به کجا می‌رود این سرو خرامان
  35. غزل شمارهٔ ۴۵۵ خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان
  36. غزل شمارهٔ ۴۵۶ ما نتوانیم و عشق پنجه درانداختن
  37. غزل شمارهٔ ۴۵۷ چند بشاید به صبر دیده فرو دوختن
  38. غزل شمارهٔ ۴۵۸ گر متصور شدی، با تو در آمیختن
  39. غزل شمارهٔ ۴۵۹ نبایستی هم اول مهر بستن
  40. غزل شمارهٔ ۴۶۰ خلاف دوستی کردن به ترک دوستان گفتن
  41. غزل شمارهٔ ۴۶۱ سهل باشد به ترک جان گفتن
  42. غزل شمارهٔ ۴۶۲ طوطی نگوید از تو دلاویزتر سخن
  43. غزل شمارهٔ ۴۶۳ چه خوش بود دو دلارام دست در گردن
  44. غزل شمارهٔ ۴۶۴ دست با سرو روان چون نرسد در گردن
  45. غزل شمارهٔ ۴۶۵ میان باغ حرام است بی تو گردیدن
  46. غزل شمارهٔ ۴۶۶ تا کی ای جان اثر وصل تو نتوان دیدن
  47. غزل شمارهٔ ۴۶۷ آخَر نگهی به سوی ما کن
  48. غزل شمارهٔ ۴۶۸ چشم اگر با دوست داری گوش با دشمن مکن
  49. غزل شمارهٔ ۴۶۹ گواهی امین است بر درد من
  50. غزل شمارهٔ ۴۷۰ ای روی تو راحت دل من
  51. غزل شمارهٔ ۴۷۱ وه که جدا نمی‌شود نقش تو از خیال من
  52. غزل شمارهٔ ۴۷۲ ای به دیدار تو روشن چشم عالم‌بین من
  53. غزل شمارهٔ ۴۷۳ دی به چمن برگذشت سرو سخنگوی من
  54. غزل شمارهٔ ۴۷۴ نشان بخت بلند است و طالع میمون
  55. غزل شمارهٔ ۴۷۵ به است آن یا زنخ یا سیب سیمین
  56. غزل شمارهٔ ۴۷۶ صبحم از مشرق برآمد باد نوروز از یمین
  57. غزل شمارهٔ ۴۷۷ چه روی و موی و بناگوش و خط و خال است این
  58. غزل شمارهٔ ۴۷۸ ای چشم تو دل‌فریب و جادو
  59. غزل شمارهٔ ۴۷۹ من از دست کمانداران ابرو
  60. غزل شمارهٔ ۴۸۰ گفتم به عقل پای برآرم ز بند او

متن اشعار به نقل از گنجور.