پرش به محتوای اصلی
سعدی

سعدی

غزلیات

۶۳۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۱ ماه چنین کس ندید خوش‌سخن و کش‌خرام
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۲ مرا دو دیده به راه و دو گوش بر پیغام
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۳ روزگاری‌ست که سودازدهٔ روی توام
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۴ من اندر خود نمی‌یابم که روی از دوست برتابم
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۵ به خاک پای عزیزت که عهد نشکستم
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۶ گو خلق بدانند که من عاشق و مستم
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۷ من خود ای ساقی! از این شوق که دارم، مستم
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۸ دل پیش تو و دیده به جای دگرستم
  9. غزل شمارهٔ ۳۶۹ چو تو آمدی مرا بس که حدیث خویش گفتم
  10. غزل شمارهٔ ۳۷۰ من همان روز که آن خال بدیدم گفتم
  11. غزل شمارهٔ ۳۷۱ من از آن روز که در بند توام آزادم
  12. غزل شمارهٔ ۳۷۲ عشقبازی نه من آخر به جهان آوردم
  13. غزل شمارهٔ ۳۷۳ هزار عهد بکردم که گِرد عشق نگردم
  14. غزل شمارهٔ ۳۷۴ از در درآمدی و من از خود به در شدم
  15. غزل شمارهٔ ۳۷۵ چنان در قید مهرت پای‌بندم
  16. غزل شمارهٔ ۳۷۶ خرامان از درم بازآ کت از جان آرزومندم
  17. غزل شمارهٔ ۳۷۷ شکست عهد مودّت نگار دلبندم
  18. غزل شمارهٔ ۳۷۸ من با تو نه مرد پنجه بودم
  19. غزل شمارهٔ ۳۷۹ آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم
  20. غزل شمارهٔ ۳۸۰ عهد بشکستی و من بر سر پیمان بودم
  21. غزل شمارهٔ ۳۸۱ دو هفته می‌گذرد کآن مه دوهفته ندیدم
  22. غزل شمارهٔ ۳۸۲ من چون تو به دلبری ندیدم
  23. غزل شمارهٔ ۳۸۳ می‌روم وز سر حسرت به قفا می‌نگرم
  24. غزل شمارهٔ ۳۸۴ نرفت تا تو برفتی خیالت از نظرم
  25. غزل شمارهٔ ۳۸۵ یک امشبی که در آغوش شاهد شکرم
  26. غزل شمارهٔ ۳۸۶ شب دراز به امید صبح بیدارم
  27. غزل شمارهٔ ۳۸۷ من آن نی‌ام که دل از مهرِ دوست بردارم
  28. غزل شمارهٔ ۳۸۸ منم این بی‌تو که پروای تماشا دارم
  29. غزل شمارهٔ ۳۸۹ باز از شراب دوشین، در سر خمار دارم
  30. غزل شمارهٔ ۳۹۰ نه دست‌رسی به یار دارم
  31. غزل شمارهٔ ۳۹۱ من اگر نظر حرام است بسی گناه دارم
  32. غزل شمارهٔ ۳۹۲ من دوست می‌دارم جفا، کز دست جانان می‌برم
  33. غزل شمارهٔ ۳۹۳ گر به رخسار چو ماهت صنما می‌نگرم
  34. غزل شمارهٔ ۳۹۴ به خدا اگر بمیرم که دل از تو برنگیرم
  35. غزل شمارهٔ ۳۹۵ گر من ز محبتت بمیرم
  36. غزل شمارهٔ ۳۹۶ من این طمع نکنم کز تو کام برگیرم
  37. غزل شمارهٔ ۳۹۷ از تو با مصلحت خویش نمی‌پردازم
  38. غزل شمارهٔ ۳۹۸ نظر از مدعیان بر تو نمی‌اندازم
  39. غزل شمارهٔ ۳۹۹ خنک آن روز که در پای تو جان اندازم
  40. غزل شمارهٔ ۴۰۰ وه که در عشق چنان می‌سوزم
  41. غزل شمارهٔ ۴۰۱ یک روز به شیدایی، در زلف تو آویزم
  42. غزل شمارهٔ ۴۰۲ من بی‌مایه که باشم که خریدار تو باشم
  43. غزل شمارهٔ ۴۰۳ در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
  44. غزل شمارهٔ ۴۰۴ غم زمانه خورم یا فراق یار کشم؟
  45. غزل شمارهٔ ۴۰۵ هزار جَهد بکردم که سِرِّ عشق بپوشم
  46. غزل شمارهٔ ۴۰۶ بار فراق دوستان بس که نشست بر دلم
  47. غزل شمارهٔ ۴۰۷ تا تو به خاطر منی کس نگذشت بر دلم
  48. غزل شمارهٔ ۴۰۸ امروز مبارک است فالم
  49. غزل شمارهٔ ۴۰۹ تا خبر دارم از او بی‌خبر از خویشتنم
  50. غزل شمارهٔ ۴۱۰ چشم که بر تو می‌کُنم، چشم حسود می‌کَنم
  51. غزل شمارهٔ ۴۱۱ گر تیغ برکشد که محبان همی‌زنم
  52. غزل شمارهٔ ۴۱۲ آن دوست که من دارم، وآن یار که من دانم
  53. غزل شمارهٔ ۴۱۳ آن نه روی است که من وصف جمالش دانم
  54. غزل شمارهٔ ۴۱۴ اگر دستم رسد روزی که انصاف از تو بستانم
  55. غزل شمارهٔ ۴۱۵ ای مرهم ریش و مونس جانم
  56. غزل شمارهٔ ۴۱۶ بس که در منظر تو حیرانم
  57. غزل شمارهٔ ۴۱۷ سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم
  58. غزل شمارهٔ ۴۱۸ گر دست دهد هزار جانم
  59. غزل شمارهٔ ۴۱۹ مرا تا نقره باشد می‌فشانم
  60. غزل شمارهٔ ۴۲۰ ما همه چشمیم و تو نور ای صنم

متن اشعار به نقل از گنجور.