پرش به محتوای اصلی
سعدی

سعدی

غزلیات

۶۳۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۱ هر شب اندیشهٔ دیگر کنم و رأی دگر
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۲ به فلک می‌رسد از رویِ چو خورشید تو نور
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۳ پروانه نمی‌شکیبد از دور
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۴ آن کیست که می‌رود به نخجیر
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۵ از همه باشد به حقیقت گزیر
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۶ ای پسر دلربا وی قمر دلپذیر
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۷ دل برگرفتی از برم ای دوست دست گیر
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۸ فتنه‌ام بر زلف و بالای تو ای بدر منیر
  9. غزل شمارهٔ ۳۰۹ ما در این شهر غریبیم و در این مُلک فقیر
  10. غزل شمارهٔ ۳۱۰ ای به خلق از جهانیان ممتاز
  11. غزل شمارهٔ ۳۱۱ متقلب درون جامه ناز
  12. غزل شمارهٔ ۳۱۲ بزرگ دولت آن کز درش تو آیی باز
  13. غزل شمارهٔ ۳۱۳ برآمد باد صبح و بوی نوروز
  14. غزل شمارهٔ ۳۱۴ مبارک‌تر شب و خرم‌ترین روز
  15. غزل شمارهٔ ۳۱۵ پیوند روح می‌کند این باد مشک‌بیز
  16. غزل شمارهٔ ۳۱۶ ساقی سیم‌تن چه خسبی خیز
  17. غزل شمارهٔ ۳۱۷ بوی بهار آمد بنال ای بلبلِ شیرین‌نفس
  18. غزل شمارهٔ ۳۱۸ امشب مگر به وقت نمی‌خواند این خروس
  19. غزل شمارهٔ ۳۱۹ هر که بی‌دوست می‌برد خوابش
  20. غزل شمارهٔ ۳۲۰ یاری به دست کن که به امید راحتش
  21. غزل شمارهٔ ۳۲۱ آن که هلاک من همی‌خواهد و من سلامتش
  22. غزل شمارهٔ ۳۲۲ خجل است سرو بستان برِ قامت بلندش
  23. غزل شمارهٔ ۳۲۳ هر که نازک بود تن یارش
  24. غزل شمارهٔ ۳۲۴ هر که نامهربان بود یارش
  25. غزل شمارهٔ ۳۲۵ کس ندیده‌ست به شیرینی و لطف و نازش
  26. غزل شمارهٔ ۳۲۶ دست به جان نمی‌رسد تا به تو برفشانمش
  27. غزل شمارهٔ ۳۲۷ چون برآمد ماه‌روی از مطلع پیراهنش
  28. غزل شمارهٔ ۳۲۸ رها نمی‌کند ایام در کنار منش
  29. غزل شمارهٔ ۳۲۹ خوش است درد که باشد امید درمانش
  30. غزل شمارهٔ ۳۳۰ زینهار از دهان خندانش
  31. غزل شمارهٔ ۳۳۱ هر که هست التفات بر جانش
  32. غزل شمارهٔ ۳۳۲ هر که سودای تو دارد، چه غم از هر که جهانش؟
  33. غزل شمارهٔ ۳۳۳ خطا کردی به قول دشمنان گوش
  34. غزل شمارهٔ ۳۳۴ قیامت باشد آن قامت در آغوش
  35. غزل شمارهٔ ۳۳۵ یکی را دست حسرت بر بناگوش
  36. غزل شمارهٔ ۳۳۶ رفتی و نمی‌شوی فراموش
  37. غزل شمارهٔ ۳۳۷ گر یکی از عشق برآرد خروش
  38. غزل شمارهٔ ۳۳۸ دلی که دید که غایب شده‌ست از این درویش
  39. غزل شمارهٔ ۳۳۹ گردن افراشته‌ام بر فلک از طالع خویش
  40. غزل شمارهٔ ۳۴۰ هر کسی را هوسی در سر و کاری در پیش
  41. غزل شمارهٔ ۳۴۱ گرم قبول کنی ور برانی از بر خویش
  42. غزل شمارهٔ ۳۴۲ یار بیگانه نگیرد هر که دارد یار خویش
  43. غزل شمارهٔ ۳۴۳ به عمر خویش ندیدم شبی که مرغ دلم
  44. غزل شمارهٔ ۳۴۴ ساقی بده آن شراب گلرنگ
  45. غزل شمارهٔ ۳۴۵ گرم بازآمدی محبوبِ سیم‌اندامِ سنگین‌دل
  46. غزل شمارهٔ ۳۴۶ مرا رسد که برآرم هزار ناله چو بلبل
  47. غزل شمارهٔ ۳۴۷ جزای آن که نگفتیم شکر روز وصال
  48. غزل شمارهٔ ۳۴۸ چشم خدا بر تو ای بدیع‌شمایل!
  49. غزل شمارهٔ ۳۴۹ بی‌دل گمان مبر که نصیحت کند قبول
  50. غزل شمارهٔ ۳۵۰ من ایستاده‌ام اینک به خدمتت مشغول
  51. غزل شمارهٔ ۳۵۱ نشسته بودم و خاطر به خویشتن مشغول
  52. غزل شمارهٔ ۳۵۲ جانا هزاران آفرین بر جانت از سر تا قدم
  53. غزل شمارهٔ ۳۵۳ رفیق مهربان و یار همدم
  54. غزل شمارهٔ ۳۵۴ وقت‌ها یک دم برآسودی تنم
  55. غزل شمارهٔ ۳۵۵ اِنْتَبِهْ قَبلَ السَّحَر یا ذَالْمَنام
  56. غزل شمارهٔ ۳۵۶ چو بلبل سحری برگرفت نوبت بام
  57. غزل شمارهٔ ۳۵۷ حکایت از لبِ شیرین‌دهانِ سیم‌اندام
  58. غزل شمارهٔ ۳۵۸ زهی سعادت من که‌م تو آمدی به سلام
  59. غزل شمارهٔ ۳۵۹ ساقیا می ده که مرغ صبح بام
  60. غزل شمارهٔ ۳۶۰ شمع بخواهد نشست بازنشین ای غلام

متن اشعار به نقل از گنجور.