پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۵

اِنْتَبِهْ قَبلَ السَّحَر یا ذَالْمَنام

نوبت عشرت بزن، پیش آر جام

تا سوار عقل بردارد دمی

طبع شورانگیز را دست از لگام

دَوری از بَط در قدح کن پیش از آنک

در خروش آید خروس صبحِ بام

مرغ جانم را به مشکین سلسله

طوق بر گردن نهادی چون حَمام

ز آهنین چنگال شاهین غمت

رخنه رخنه‌ست اندرون من چو دام

ساعتی چون گل به صحرا درگذر

یک زمان چون سرو در بستان خرام

تا شود بر گل نکورویی وَبال

تا شود بر سرو، رعنایی حرام

طوطیانِ جان سعدی را به لطف

شکری ده از لب یاقوت‌فام

نالهٔ بلبل به مستی خوش‌تر است

ساتَکینی ساتَکینی ای غلام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۷حکایت از لبِ شیرین‌دهانِ سیم‌اندام
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۸زهی سعادت من که‌م تو آمدی به سلام
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۹ساقیا می ده که مرغ صبح بام
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۰شمع بخواهد نشست بازنشین ای غلام
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۱ماه چنین کس ندید خوش‌سخن و کش‌خرام
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۲مرا دو دیده به راه و دو گوش بر پیغام
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۳روزگاری‌ست که سودازدهٔ روی توام
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۴من اندر خود نمی‌یابم که روی از دوست برتابم
همه‌ی غزلیات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.