پرش به محتوای اصلی
سعدی

سعدی

غزلیات

۶۳۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۱ میل بین کآن سروبالا می‌کند
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۲ سرو بلند بین که چه رفتار می‌کند
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۳ زلف او بر رخ چو جولان می‌کند
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۴ یار با ما بی‌وفایی می‌کند
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۵ هر که بی‌او زندگانی می‌کند
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۶ دلبرا! پیش وجودت همه خوبان عدمند
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۷ با دوست باش گر همه آفاق دشمنند
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۸ شوخی مکن ای یار که صاحب‌نظرانند
  9. غزل شمارهٔ ۲۴۹ این جا شکری هست که چندین مگسانند
  10. غزل شمارهٔ ۲۵۰ خوب‌رویانِ جفاپیشه وفا نیز کنند
  11. غزل شمارهٔ ۲۵۱ اگر تو برشکنی دوستان سلام کنند
  12. غزل شمارهٔ ۲۵۲ نشاید که خوبان به صحرا روند
  13. غزل شمارهٔ ۲۵۳ به بوی آن که شبی در حرم بیاسایند
  14. غزل شمارهٔ ۲۵۴ اخترانی که به شب در نظر ما آیند
  15. غزل شمارهٔ ۲۵۵ تو را سماع نباشد که سوز عشق نبود
  16. غزل شمارهٔ ۲۵۶ نفسی، وقت بهارم، هوس صحرا بود
  17. غزل شمارهٔ ۲۵۷ از دست دوست هر چه ستانی شکر بود
  18. غزل شمارهٔ ۲۵۸ مرا راحت از زندگی دوش بود
  19. غزل شمارهٔ ۲۵۹ ناچار هر که صاحب روی نکو بود
  20. غزل شمارهٔ ۲۶۰ من چه در پای تو ریزم که خورای تو بود؟
  21. غزل شمارهٔ ۲۶۱ یا رب شب دوشین چه مبارک سحری بود
  22. غزل شمارهٔ ۲۶۲ عیبی نباشد از تو که بر ما جفا رود
  23. غزل شمارهٔ ۲۶۳ گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود
  24. غزل شمارهٔ ۲۶۴ هر که مجموع نباشد به تماشا نرود
  25. غزل شمارهٔ ۲۶۵ هر که را باغچه‌ای هست به بستان نرود
  26. غزل شمارهٔ ۲۶۶ در من این عیب قدیم است و به در می‌نرود
  27. غزل شمارهٔ ۲۶۷ سروبالایی به صحرا می‌رود
  28. غزل شمارهٔ ۲۶۸ ای ساربان! آهسته رو کآرام جانم می‌رود
  29. غزل شمارهٔ ۲۶۹ آن که مرا آرزوست دیر میسر شود
  30. غزل شمارهٔ ۲۷۰ هر لحظه در برم دل از اندیشه خون شود
  31. غزل شمارهٔ ۲۷۱ بخت این کند که رای تو با ما یکی شود؟
  32. غزل شمارهٔ ۲۷۲ آن که نقشی دیگرش جایی مصور می‌شود
  33. غزل شمارهٔ ۲۷۳ هفته‌ای می‌رود از عمر و به ده روز کشید
  34. غزل شمارهٔ ۲۷۴ چه سرو است آن که بالا می‌نماید
  35. غزل شمارهٔ ۲۷۵ نگفتم روزه بسیاری نپاید
  36. غزل شمارهٔ ۲۷۶ به حسن دلبر من هیچ در نمی‌باید
  37. غزل شمارهٔ ۲۷۷ بخت بازآید از آن در که یکی چون تو درآید
  38. غزل شمارهٔ ۲۷۸ سروی چو تو می‌باید، تا باغ بیاراید
  39. غزل شمارهٔ ۲۷۹ فراق را دلی از سنگ سخت‌تر باید
  40. غزل شمارهٔ ۲۸۰ مرو به خواب که خوابت ز چشم بِرباید
  41. غزل شمارهٔ ۲۸۱ امیدوار چنانم که کارِ بسته برآید
  42. غزل شمارهٔ ۲۸۲ مرا چو آرزوی روی آن نگار آید
  43. غزل شمارهٔ ۲۸۳ سرمست اگر درآیی عالم به هم برآید
  44. غزل شمارهٔ ۲۸۴ به کوی لاله‌رخان هر که عشق‌باز آید
  45. غزل شمارهٔ ۲۸۵ کاروانی شکر از مصر به شیراز آید
  46. غزل شمارهٔ ۲۸۶ اگر آن عهدشکن با سر میثاق آید
  47. غزل شمارهٔ ۲۸۷ نه چندان آرزومندم که وصفش در بیان آید
  48. غزل شمارهٔ ۲۸۸ که برگذشت که بوی عبیر می‌آید؟
  49. غزل شمارهٔ ۲۸۹ آن نه عشق است که از دل به دهان می‌آید
  50. غزل شمارهٔ ۲۹۰ تو را سَری‌ست که با ما فرو نمی‌آید
  51. غزل شمارهٔ ۲۹۱ آنک از جنت فردوس یکی می‌آید
  52. غزل شمارهٔ ۲۹۲ شیرین‌دهان آن بتِ عیار بنگرید
  53. غزل شمارهٔ ۲۹۳ آفتاب است آن پری‌رخ؟ یا ملائک؟ یا بشر؟
  54. غزل شمارهٔ ۲۹۴ آمد گه آن که بوی گلزار
  55. غزل شمارهٔ ۲۹۵ خفتن عاشق یکیست بر سر دیبا و خار
  56. غزل شمارهٔ ۲۹۶ دولت جان‌پرورست، صحبت آمیزگار
  57. غزل شمارهٔ ۲۹۷ زنده کدام است بر هوشیار؟
  58. غزل شمارهٔ ۲۹۸ شرط است جفا کشیدن از یار
  59. غزل شمارهٔ ۲۹۹ ای صبر پای دار که پیمان شکست یار
  60. غزل شمارهٔ ۳۰۰ یار آن بود که صبر کند بر جفای یار

متن اشعار به نقل از گنجور.