پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۱

آنک از جنت فردوس یکی می‌آید

اختری می‌گذرد یا ملکی می‌آید

هر شکرپاره که در می‌رسد از عالم غیب

بر دل ریش عزیزان نمکی می‌آید

تا مگر یافته گردد نفسی خدمت او

نفسی می‌رود از عمر و یکی می‌آید

سعدیا لشکر سلطان غمش ملک وجود

هم بگیرد که دمادم یزکی می‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۳آفتاب است آن پری‌رخ؟ یا ملائک؟ یا بشر؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۴آمد گه آن که بوی گلزار
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۵خفتن عاشق یکیست بر سر دیبا و خار
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۶دولت جان‌پرورست، صحبت آمیزگار
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۷زنده کدام است بر هوشیار؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۸شرط است جفا کشیدن از یار
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۹ای صبر پای دار که پیمان شکست یار
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۰یار آن بود که صبر کند بر جفای یار
همه‌ی غزلیات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.