پرش به محتوای اصلی
سعدی

سعدی

غزلیات

۶۳۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۱ باد آمد و بوی عنبر آورد
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۲ زنده شود هر که پیش دوست بمیرد
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۳ کدام چاره سگالم که با تو درگیرد
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۴ دلم دل از هوس یار بر نمی‌گیرد
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۵ کسی به عیب من از خویشتن نپردازد
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۶ بگذشت و بازم آتش در خرمن سکون زد
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۷ هشیار کسی باید کز عشق بپرهیزد
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۸ به حدیث در نیایی که لبت شکر نریزد
  9. غزل شمارهٔ ۱۸۹ آه اگر دستِ دلِ من به تمنا نرسد
  10. غزل شمارهٔ ۱۹۰ از این تعلق بیهوده تا به من چه رسد
  11. غزل شمارهٔ ۱۹۱ کی برست این گل خندان و چنین زیبا شد
  12. غزل شمارهٔ ۱۹۲ گر آن مراد، شبی در کنار ما باشد
  13. غزل شمارهٔ ۱۹۳ شورش بلبلان سحر باشد
  14. غزل شمارهٔ ۱۹۴ شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد
  15. غزل شمارهٔ ۱۹۵ از تو دل برنکنم تا دل و جانم باشد
  16. غزل شمارهٔ ۱۹۶ سَرِ جانان ندارد هر که او را خوفِ جان باشد
  17. غزل شمارهٔ ۱۹۷ نظر خدای‌بینان طلب هوا نباشد
  18. غزل شمارهٔ ۱۹۸ با کاروان مصری چندین شکر نباشد
  19. غزل شمارهٔ ۱۹۹ تا حال مَنت خبر نباشد
  20. غزل شمارهٔ ۲۰۰ چه کسی؟ که هیچ کس را به تو بر نظر نباشد
  21. غزل شمارهٔ ۲۰۱ آن به که نظر باشد و گفتار نباشد
  22. غزل شمارهٔ ۲۰۲ جنگ از طرف دوست دل‌آزار نباشد
  23. غزل شمارهٔ ۲۰۳ تو را نادیدن ما غم نباشد
  24. غزل شمارهٔ ۲۰۴ گر گویمت که سروی سرو این چنین نباشد
  25. غزل شمارهٔ ۲۰۵ اگر سروی به بالای تو باشد
  26. غزل شمارهٔ ۲۰۶ در پای تو افتادن شایسته دمی باشد
  27. غزل شمارهٔ ۲۰۷ تو را خود یک زمان با ما سر صحرا نمی‌باشد
  28. غزل شمارهٔ ۲۰۸ مرا به عاقبت این شوخ سیمتن بِکُشد
  29. غزل شمارهٔ ۲۰۹ تا کی ای دلبر دل من بار تنهایی کشد
  30. غزل شمارهٔ ۲۱۰ خواب خوش من ای پسر دست‌خوش خیال شد
  31. غزل شمارهٔ ۲۱۱ امروز در فراق تو دیگر به شام شد
  32. غزل شمارهٔ ۲۱۲ هر که شیرینی فروشد مشتری بر وی بجوشد
  33. غزل شمارهٔ ۲۱۳ دوش بی روی تو آتش به سرم بر می‌شد
  34. غزل شمارهٔ ۲۱۴ سرمست ز کاشانه به گلزار برآمد
  35. غزل شمارهٔ ۲۱۵ ساعتی کز درم آن سرو روان بازآمد
  36. غزل شمارهٔ ۲۱۶ روز برآمد بلند ای پسر هوشمند
  37. غزل شمارهٔ ۲۱۷ آن را که غمی چون غم من نیست چه داند
  38. غزل شمارهٔ ۲۱۸ آن سرو که گویند به بالای تو ماند
  39. غزل شمارهٔ ۲۱۹ کسی که روی تو دیده‌ست حال من داند
  40. غزل شمارهٔ ۲۲۰ دلم خیال تو را رهنمای می‌داند
  41. غزل شمارهٔ ۲۲۱ مجلس ما دگر امروز به بُستان ماند
  42. غزل شمارهٔ ۲۲۲ حُسن تو دایم بدین قرار نمانَد
  43. غزل شمارهٔ ۲۲۳ عیب جویانم حکایت پیش جانان گفته‌اند
  44. غزل شمارهٔ ۲۲۴ گلبنان پیرایه بر خود کرده‌اند
  45. غزل شمارهٔ ۲۲۵ اینان مگر ز رحمت محض آفریده‌اند؟
  46. غزل شمارهٔ ۲۲۶ درخت، غنچه برآورد و بلبلان مستند
  47. غزل شمارهٔ ۲۲۷ آخر ای سنگدلِ سیم‌زنخدان، تا چند
  48. غزل شمارهٔ ۲۲۸ کاروان می‌رود و بار سفر می‌بندند
  49. غزل شمارهٔ ۲۲۹ پیش رویت دگران صورتِ بر دیوارند
  50. غزل شمارهٔ ۲۳۰ شاید این طلعت میمون که به فالش دارند
  51. غزل شمارهٔ ۲۳۱ تو آن نه‌ای که دل از صحبت تو برگیرند
  52. غزل شمارهٔ ۲۳۲ دو چشم مست تو کز خواب صبح برخیزند
  53. غزل شمارهٔ ۲۳۳ روندگانِ مقیم از بلا نپرهیزند
  54. غزل شمارهٔ ۲۳۴ آفتاب از کوه سر بر می‌زند
  55. غزل شمارهٔ ۲۳۵ بلبلی بی‌دل نوایی می‌زند
  56. غزل شمارهٔ ۲۳۶ توانگران که به جنب سرای درویشند
  57. غزل شمارهٔ ۲۳۷ یار باید که هر چه یار کند
  58. غزل شمارهٔ ۲۳۸ بخرام بالله تا صبا بیخ صنوبر برکند
  59. غزل شمارهٔ ۲۳۹ کسی که روی تو بیند، نگه به کس نکند
  60. غزل شمارهٔ ۲۴۰ چه کند بنده که بر جور تحمل نکند؟

متن اشعار به نقل از گنجور.