پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۲

زنده شود هر که پیش دوست بمیرد

مرده دلست آن که هیچ دوست نگیرد

هر که ز ذوقش درون سینه صفاییست

شمع دلش را ز شاهدی نگزیرد

طالب عشقی دلی چو موم به دست آر

سنگ سیه صورت نگین نپذیرد

صورتِ سنگین دلی، کُشندهٔ سعدیست

هر که بدین صورتش کُشند نمیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۴دلم دل از هوس یار بر نمی‌گیرد
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۵کسی به عیب من از خویشتن نپردازد
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۶بگذشت و بازم آتش در خرمن سکون زد
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۷هشیار کسی باید کز عشق بپرهیزد
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۸به حدیث در نیایی که لبت شکر نریزد
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۹آه اگر دستِ دلِ من به تمنا نرسد
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۰از این تعلق بیهوده تا به من چه رسد
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۱کی برست این گل خندان و چنین زیبا شد
همه‌ی غزلیات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.