پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۹

کسی که روی تو بیند، نگه به کس نکند

ز عشق سیر نباشد، ز عیش بس نکند

در این روش که تویی پیش هر که بازآیی

گرش به تیغ زنی، روی بازپس نکند

چنان به پای تو در مردن آرزومندم

که زندگانی خویشم، چنان هوس نکند

به مدتی نفسی یاد دوستی نکنی

که یاد تو نتواند، که یک نفس نکند

ندانمت که اجازت نوشت و فتوی داد

که خون خلق بریزی، مکن که کس نکند

اگر نصیب نبخشی، نظر دریغ مدار

شکرفروش چنین ظلم بر مگس نکند

بنال سعدی اگر عشق دوستان داری

که هیچ بلبل از این ناله در قفس نکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۱میل بین کآن سروبالا می‌کند
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۲سرو بلند بین که چه رفتار می‌کند
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۳زلف او بر رخ چو جولان می‌کند
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۴یار با ما بی‌وفایی می‌کند
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۵هر که بی‌او زندگانی می‌کند
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۶دلبرا! پیش وجودت همه خوبان عدمند
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۷با دوست باش گر همه آفاق دشمنند
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۸شوخی مکن ای یار که صاحب‌نظرانند
همه‌ی غزلیات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.