پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۲

من چون تو به دلبری ندیدم

گل‌برگ، چنین طری ندیدم

مانند تو آدمی در آفاق

ممکن نبود، پری ندیدم

وین بوالعجبی و چشم‌بندی

در صنعت سامری ندیدم

با روی تو ماه آسمان را

امکان برابری ندیدم

لعلی چو لب شکرفشانت

در کلبهٔ جوهری ندیدم

چون دُرِّ دو رستهٔ دهانت

نظمِ سخنِ دَری ندیدم

مه را که خَرَد که من به کرّات

مه دیدم و مشتری ندیدم

وین پردهٔ راز پارسایان

چندان که تو می‌دری، ندیدم

دیدم همه دلبران آفاق

چون تو به دلاوری ندیدم

جوری که تو می‌کنی در اسلام

در ملت کافری ندیدم

سعدی! غم عشق خوب‌رویان

چندان که تو می‌خوری ندیدم

دیدم همه صوفیان آفاق

مثل تو قلندری ندیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۴نرفت تا تو برفتی خیالت از نظرم
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۵یک امشبی که در آغوش شاهد شکرم
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۶شب دراز به امید صبح بیدارم
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۷من آن نی‌ام که دل از مهرِ دوست بردارم
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۸منم این بی‌تو که پروای تماشا دارم
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۹باز از شراب دوشین، در سر خمار دارم
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۰نه دست‌رسی به یار دارم
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۱من اگر نظر حرام است بسی گناه دارم
همه‌ی غزلیات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.