فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱۱۴۱ ای ز تو کارسازی همه کس
- شمارهٔ ۱۱۴۲ تعالی الله، چه دولت داشتم دوش
- شمارهٔ ۱۱۴۳ مرا کاری ست مشکل با دل خویش
- شمارهٔ ۱۱۴۴ دل من برد، نتوان یافت بازش
- شمارهٔ ۱۱۴۵ دل من چون شود دور از وثاقش
- شمارهٔ ۱۱۴۶ اگر چه پرسش من نیست رایش
- شمارهٔ ۱۱۴۷ ماییم و شبی و یار در پیش
- شمارهٔ ۱۱۴۸ دزدانه در آمد از درم دوش
- شمارهٔ ۱۱۴۹ ای زده ناوکم به جان، یک دو سه چار و پنج و شش
- شمارهٔ ۱۱۵۰ پیش چشم خود مگو، گر با تو گویم سوز خویش
- شمارهٔ ۱۱۵۱ گر نه من دیوانه گشتم زین دل بدنام خویش
- شمارهٔ ۱۱۵۲ سالها خون خورده ام از بخت بی سامان خویش
- شمارهٔ ۱۱۵۳ ای جفا آموخته، از غمزه بدخوی خویش
- شمارهٔ ۱۱۵۴ گر مرا با بخت کاری نیست، گو هرگز مباش
- شمارهٔ ۱۱۵۵ مست و لایعقل گذشتم از در میخانه دوش
- شمارهٔ ۱۱۵۶ دل که برد از ما اگر چه مبتلا می داردش
- شمارهٔ ۱۱۵۷ ما به جان درمانده و دل سوی ما می خواندش
- شمارهٔ ۱۱۵۸ مشک تر بر مه پراکندی و شب میخوانیش
- شمارهٔ ۱۱۵۹ دوش ما بودیم و جام باده و مهتاب خوش
- شمارهٔ ۱۱۶۰ خوش رفیقی او که گه گه در نظر می آیدش
- شمارهٔ ۱۱۶۱ آیتی از رحمت آمد، گر چه سر تا پا تنش
- شمارهٔ ۱۱۶۲ شد دل من خون ز داغ هجر او یارب کیش
- شمارهٔ ۱۱۶۳ صبح دولت می دمد از روی آن خورشیدوش
- شمارهٔ ۱۱۶۴ نام سرچشمه حیوان چه بری با دهنش؟
- شمارهٔ ۱۱۶۵ آن سخن گفتن تو هست هنوزم در گوش
- شمارهٔ ۱۱۶۶ از خدنگ غمزه دلدوز خویش
- شمارهٔ ۱۱۶۷ زلف تو هر موی و بادی در سرش
- شمارهٔ ۱۱۶۸ آنکه از جان دوست تر می دارمش
- شمارهٔ ۱۱۶۹ ای لب چون شکرت چشمه نوش
- شمارهٔ ۱۱۷۰ شاد باش، ای شب فرخنده دوش
- شمارهٔ ۱۱۷۱ رغم آن دل که نگه دارندش
- شمارهٔ ۱۱۷۲ خلق به هر کار و من برسر سودای خویش
- شمارهٔ ۱۱۷۳ مستی گرفت شیوه آن چشم پر خمارش
- شمارهٔ ۱۱۷۴ خواهم که سیر بینم روی چو یاسمینش
- شمارهٔ ۱۱۷۵ دیدم چو آفتابی در سایه کلاهش
- شمارهٔ ۱۱۷۶ چندین شبم گذشت به کنج خراب خویش
- شمارهٔ ۱۱۷۷ شبها من و دلی و غمی بهر جان خویش
- شمارهٔ ۱۱۷۸ ابر خوش است و وقت خوش است و هوای خوش
- شمارهٔ ۱۱۷۹ دل برد و زهره نیست که آن باز خواهمش
- شمارهٔ ۱۱۸۰ هر بامداد تا به شبم بر سر رهش
- شمارهٔ ۱۱۸۱ فرشته می ننویسد گناه دم به دمش
- شمارهٔ ۱۱۸۲ گر، ای نسیم، ترا ره دهنده در حرمش
- شمارهٔ ۱۱۸۳ ستمگری که دلم شاد نیست جز به غمش
- شمارهٔ ۱۱۸۴ قبا و پیرهن او که می رسد به تنش
- شمارهٔ ۱۱۸۵ کرشمه های سر زلف در بنا گوشش
- شمارهٔ ۱۱۸۶ کسی که هست نظر بر جمال میمونش
- شمارهٔ ۱۱۸۷ نظر ز دیده بدزدم چو بنگرم رویش
- شمارهٔ ۱۱۸۸ شد آن که پای مرا بوسه می زند او باش
- شمارهٔ ۱۱۸۹ ترک من، سر مکش ز پرده خویش
- شمارهٔ ۱۱۹۰ باغ بشکفت و سوری و سمنش
- شمارهٔ ۱۱۹۱ رفت دل، نیست روشنم حالش
- شمارهٔ ۱۱۹۲ لب نگر وان دهان خندانش
- شمارهٔ ۱۱۹۳ سوار من از من عنان در مکش
- شمارهٔ ۱۱۹۴ آن چشم سخنگو نگر و آن لب خاموش
- شمارهٔ ۱۱۹۵ او می رود و عاشق مسکین گرانش
- شمارهٔ ۱۱۹۶ به سنگی چون سگان از دور خرسندم ز دربانش
- شمارهٔ ۱۱۹۷ خضر در کوی او ره گم کند زان شکل موزونش
- شمارهٔ ۱۱۹۸ دل من دست بازی می کند هر لحظه با مویش
- شمارهٔ ۱۱۹۹ زلفت که باد از هر طرف گه گه پریشان داردش
- شمارهٔ ۱۲۰۰ گه گه نظری باز مدار از من درویش
متن اشعار به نقل از گنجور.