پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی

غزلیات

۱,۹۹۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۱۴۱ ای ز تو کارسازی همه کس
  2. شمارهٔ ۱۱۴۲ تعالی الله، چه دولت داشتم دوش
  3. شمارهٔ ۱۱۴۳ مرا کاری ست مشکل با دل خویش
  4. شمارهٔ ۱۱۴۴ دل من برد، نتوان یافت بازش
  5. شمارهٔ ۱۱۴۵ دل من چون شود دور از وثاقش
  6. شمارهٔ ۱۱۴۶ اگر چه پرسش من نیست رایش
  7. شمارهٔ ۱۱۴۷ ماییم و شبی و یار در پیش
  8. شمارهٔ ۱۱۴۸ دزدانه در آمد از درم دوش
  9. شمارهٔ ۱۱۴۹ ای زده ناوکم به جان، یک دو سه چار و پنج و شش
  10. شمارهٔ ۱۱۵۰ پیش چشم خود مگو، گر با تو گویم سوز خویش
  11. شمارهٔ ۱۱۵۱ گر نه من دیوانه گشتم زین دل بدنام خویش
  12. شمارهٔ ۱۱۵۲ سالها خون خورده ام از بخت بی سامان خویش
  13. شمارهٔ ۱۱۵۳ ای جفا آموخته، از غمزه بدخوی خویش
  14. شمارهٔ ۱۱۵۴ گر مرا با بخت کاری نیست، گو هرگز مباش
  15. شمارهٔ ۱۱۵۵ مست و لایعقل گذشتم از در میخانه دوش
  16. شمارهٔ ۱۱۵۶ دل که برد از ما اگر چه مبتلا می داردش
  17. شمارهٔ ۱۱۵۷ ما به جان درمانده و دل سوی ما می خواندش
  18. شمارهٔ ۱۱۵۸ مشک تر بر مه پراکندی و شب می‌خوانیش
  19. شمارهٔ ۱۱۵۹ دوش ما بودیم و جام باده و مهتاب خوش
  20. شمارهٔ ۱۱۶۰ خوش رفیقی او که گه گه در نظر می آیدش
  21. شمارهٔ ۱۱۶۱ آیتی از رحمت آمد، گر چه سر تا پا تنش
  22. شمارهٔ ۱۱۶۲ شد دل من خون ز داغ هجر او یارب کیش
  23. شمارهٔ ۱۱۶۳ صبح دولت می دمد از روی آن خورشیدوش
  24. شمارهٔ ۱۱۶۴ نام سرچشمه حیوان چه بری با دهنش؟
  25. شمارهٔ ۱۱۶۵ آن سخن گفتن تو هست هنوزم در گوش
  26. شمارهٔ ۱۱۶۶ از خدنگ غمزه دلدوز خویش
  27. شمارهٔ ۱۱۶۷ زلف تو هر موی و بادی در سرش
  28. شمارهٔ ۱۱۶۸ آنکه از جان دوست تر می دارمش
  29. شمارهٔ ۱۱۶۹ ای لب چون شکرت چشمه نوش
  30. شمارهٔ ۱۱۷۰ شاد باش، ای شب فرخنده دوش
  31. شمارهٔ ۱۱۷۱ رغم آن دل که نگه دارندش
  32. شمارهٔ ۱۱۷۲ خلق به هر کار و من برسر سودای خویش
  33. شمارهٔ ۱۱۷۳ مستی گرفت شیوه آن چشم پر خمارش
  34. شمارهٔ ۱۱۷۴ خواهم که سیر بینم روی چو یاسمینش
  35. شمارهٔ ۱۱۷۵ دیدم چو آفتابی در سایه کلاهش
  36. شمارهٔ ۱۱۷۶ چندین شبم گذشت به کنج خراب خویش
  37. شمارهٔ ۱۱۷۷ شبها من و دلی و غمی بهر جان خویش
  38. شمارهٔ ۱۱۷۸ ابر خوش است و وقت خوش است و هوای خوش
  39. شمارهٔ ۱۱۷۹ دل برد و زهره نیست که آن باز خواهمش
  40. شمارهٔ ۱۱۸۰ هر بامداد تا به شبم بر سر رهش
  41. شمارهٔ ۱۱۸۱ فرشته می ننویسد گناه دم به دمش
  42. شمارهٔ ۱۱۸۲ گر، ای نسیم، ترا ره دهنده در حرمش
  43. شمارهٔ ۱۱۸۳ ستمگری که دلم شاد نیست جز به غمش
  44. شمارهٔ ۱۱۸۴ قبا و پیرهن او که می رسد به تنش
  45. شمارهٔ ۱۱۸۵ کرشمه های سر زلف در بنا گوشش
  46. شمارهٔ ۱۱۸۶ کسی که هست نظر بر جمال میمونش
  47. شمارهٔ ۱۱۸۷ نظر ز دیده بدزدم چو بنگرم رویش
  48. شمارهٔ ۱۱۸۸ شد آن که پای مرا بوسه می زند او باش
  49. شمارهٔ ۱۱۸۹ ترک من، سر مکش ز پرده خویش
  50. شمارهٔ ۱۱۹۰ باغ بشکفت و سوری و سمنش
  51. شمارهٔ ۱۱۹۱ رفت دل، نیست روشنم حالش
  52. شمارهٔ ۱۱۹۲ لب نگر وان دهان خندانش
  53. شمارهٔ ۱۱۹۳ سوار من از من عنان در مکش
  54. شمارهٔ ۱۱۹۴ آن چشم سخنگو نگر و آن لب خاموش
  55. شمارهٔ ۱۱۹۵ او می رود و عاشق مسکین گرانش
  56. شمارهٔ ۱۱۹۶ به سنگی چون سگان از دور خرسندم ز دربانش
  57. شمارهٔ ۱۱۹۷ خضر در کوی او ره گم کند زان شکل موزونش
  58. شمارهٔ ۱۱۹۸ دل من دست بازی می کند هر لحظه با مویش
  59. شمارهٔ ۱۱۹۹ زلفت که باد از هر طرف گه گه پریشان داردش
  60. شمارهٔ ۱۲۰۰ گه گه نظری باز مدار از من درویش

متن اشعار به نقل از گنجور.