پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶۵

آن سخن گفتن تو هست هنوزم در گوش

وان شکر خنده شیرین تو از چشمه نوش

گریه می آیدم از دور به آواز بلند

که ازان گریه نمی آیدم آواز به گوش

سر و قد، از چمن سبز به بیرون چه روی؟

سر برون نازده از لاله تر مرزنگوش

دوش در خواب بدیدم رخ چون خورشیدت

نیم شب روز شد از شعله آهم شب دوش

ای به خشم از بر من رفته و تنها خفته

چشم را گوی که چندین طرف خواب بپوش

خسروا، گرم برون می دودت خواب از چشم

دیگ دل شد مگر از پختن سودا خاموش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶۷زلف تو هر موی و بادی در سرش
  2. شمارهٔ ۱۱۶۸آنکه از جان دوست تر می دارمش
  3. شمارهٔ ۱۱۶۹ای لب چون شکرت چشمه نوش
  4. شمارهٔ ۱۱۷۰شاد باش، ای شب فرخنده دوش
  5. شمارهٔ ۱۱۷۱رغم آن دل که نگه دارندش
  6. شمارهٔ ۱۱۷۲خلق به هر کار و من برسر سودای خویش
  7. شمارهٔ ۱۱۷۳مستی گرفت شیوه آن چشم پر خمارش
  8. شمارهٔ ۱۱۷۴خواهم که سیر بینم روی چو یاسمینش
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.