پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶۶

از خدنگ غمزه دلدوز خویش

پاره سازم سینه بهر سوز خویش

تا شب هجران ناخوش در رسید

بعد ازان هرگز ندیدم روز خویش

ز آشنایان بر سر بالین من

نیست غیر از شمع کس دلسوز خویش

در خزان هجرم از دست رقیب

از وصالت کی رسد نوروز خویش؟

از رخت بر آسمان مه شد خجل

در چمن هم بوستان افروز خویش

وارهم از محنت هجران تمام

گر بیابم طالع فیروز خویش

خسروا، در کنج تنهایی مگوی

راز دل با جان غم اندوز خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶۸آنکه از جان دوست تر می دارمش
  2. شمارهٔ ۱۱۶۹ای لب چون شکرت چشمه نوش
  3. شمارهٔ ۱۱۷۰شاد باش، ای شب فرخنده دوش
  4. شمارهٔ ۱۱۷۱رغم آن دل که نگه دارندش
  5. شمارهٔ ۱۱۷۲خلق به هر کار و من برسر سودای خویش
  6. شمارهٔ ۱۱۷۳مستی گرفت شیوه آن چشم پر خمارش
  7. شمارهٔ ۱۱۷۴خواهم که سیر بینم روی چو یاسمینش
  8. شمارهٔ ۱۱۷۵دیدم چو آفتابی در سایه کلاهش
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.