پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷۳

مستی گرفت شیوه آن چشم پر خمارش

شد ختم جان فزایی بر لعل آبدارش

تا باغ حسن گیرد نزهت، قضا نهاده

سروی ز قامت او بر طرف جویبارش

افزود مهرش آندم دل را که بی حجابی

بنمود روی تابان خورشید سایه دارش

آوازه بت حسن بنشست بی توقف

ناگاه چون بر آمد از روم و زنگبارش

از شب اثر نماند، از شام چون بیاید

از شش جهات گیتی از ماه پنج و چارش

بکشا ز قفل یاقوت آن درج زر به خنده

کارم روان ز دیده گوهر بسی نثارش

خونریز تیر غمزش زان روی شد که دارد

در نیم روز مسکن چشم سیاه کارش

ظلمش گذشت از حد زان قصه غصه کردم

تا داد من ستاند ثانی شهریارش

تا قافیه است باقی راند کلام خسرو

لیکن طریق احسن اینجاست اختصارش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷۵دیدم چو آفتابی در سایه کلاهش
  2. شمارهٔ ۱۱۷۶چندین شبم گذشت به کنج خراب خویش
  3. شمارهٔ ۱۱۷۷شبها من و دلی و غمی بهر جان خویش
  4. شمارهٔ ۱۱۷۸ابر خوش است و وقت خوش است و هوای خوش
  5. شمارهٔ ۱۱۷۹دل برد و زهره نیست که آن باز خواهمش
  6. شمارهٔ ۱۱۸۰هر بامداد تا به شبم بر سر رهش
  7. شمارهٔ ۱۱۸۱فرشته می ننویسد گناه دم به دمش
  8. شمارهٔ ۱۱۸۲گر، ای نسیم، ترا ره دهنده در حرمش
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.