پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷۴

خواهم که سیر بینم روی چو یاسمینش

لیک آفتی ست فتنه، می ترسم از کمینش

بسیار زهد و توبه باطل شد از لبانش

فتنه ست آنکه گه گه بینند شرمگینش

دل رفت و روزها شد کز وی خبر نیامد

ای دور مانده چونی در زلف عنبرینش

طاقت ندارد آن رخ از نازکی نفس را

ای باد تند مگذر بر برگ یاسمینش

ای جامه دار، ازینسان چستش مبند یکتا

کز بخیه نقش گیرد اندام نازنینش

باری به تیغ راندن آن ساعدش ببینم

خیز، ای رقیب بدخو، بر مال آستینش

گویند شادمان شو شستی، ز غمزه او

من پشتیی که دارم کایمن شوم ز کینش؟

من خود ز بهر خوبی بر روی او نیارم

لیکن تو گفت بشنو، بدخو مکن چنینش

خسرو، به یک نظاره دل را به باد دادی

گر جان به کارت آید بار دگر مبینش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷۶چندین شبم گذشت به کنج خراب خویش
  2. شمارهٔ ۱۱۷۷شبها من و دلی و غمی بهر جان خویش
  3. شمارهٔ ۱۱۷۸ابر خوش است و وقت خوش است و هوای خوش
  4. شمارهٔ ۱۱۷۹دل برد و زهره نیست که آن باز خواهمش
  5. شمارهٔ ۱۱۸۰هر بامداد تا به شبم بر سر رهش
  6. شمارهٔ ۱۱۸۱فرشته می ننویسد گناه دم به دمش
  7. شمارهٔ ۱۱۸۲گر، ای نسیم، ترا ره دهنده در حرمش
  8. شمارهٔ ۱۱۸۳ستمگری که دلم شاد نیست جز به غمش
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.