پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷۲

خلق به هر کار و من برسر سودای خویش

در هوسی هر کسی من به تمنای خویش

گوید همسایه ام هر شبت، این ناله چیست؟

مویه خود می کنم بر تن تنهای خویش

سینه با تاباک و من بنگرم از بیم جان

چند عقوبت کنم بر دل شیدای خویش

من چو نمی بینمت، لطف کن ار گه گهی

من نه همه جای خود بلکه همه جای خویش

حسن فروشی به دل، ناله فروشی به جان

سهل چنین هم مکن قیمت کالای خویش

در دل تنگم همی جز تو نگنجد کسی

کرته ازین به مخواه چست به بالای خویش

پا چو به کویت نهم غیرت کوی ترا

سرمه دیده کنم خاک کف پای خویش

من چو ز اندوه عشق جان نبرم، لیک تو

خال ملامت منه بر رخ زیبای خویش

در حق خسرو فتد، هیچ، که ضایع کنی

رحمت امروز خود از پی فردای خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷۴خواهم که سیر بینم روی چو یاسمینش
  2. شمارهٔ ۱۱۷۵دیدم چو آفتابی در سایه کلاهش
  3. شمارهٔ ۱۱۷۶چندین شبم گذشت به کنج خراب خویش
  4. شمارهٔ ۱۱۷۷شبها من و دلی و غمی بهر جان خویش
  5. شمارهٔ ۱۱۷۸ابر خوش است و وقت خوش است و هوای خوش
  6. شمارهٔ ۱۱۷۹دل برد و زهره نیست که آن باز خواهمش
  7. شمارهٔ ۱۱۸۰هر بامداد تا به شبم بر سر رهش
  8. شمارهٔ ۱۱۸۱فرشته می ننویسد گناه دم به دمش
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.