پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵۶

دل که برد از ما اگر چه مبتلا می داردش

گر خوش است او را بدین بگذار تا می داردش

از که پرسم تا کجا می دارد آن درمانده را؟

ای صبا، از من بپرسی هر کجا می داردش

پند گوید عقل، لیکن کی کند فرمان عقل؟

آنکه بی فرمان او دل در بلا می داردش

ای مسلمانان، ز آه عاشقان یادش دهید

کان رقیب نامسلمان بر بلا می داردش

غمزه جانداری ست آن سلطان خوبان را رفیق

کز پی جان بردن مشتی گدا می داردش

چند ماند جان مسکینی که هر شب تا سحر

همچو بیماران به افسوس و دعا می داردش

سرو را نبود قبا سرو است بالایش، ولیک

بی بلایی نیست آن کاندر قبا می داردش

از اجل نالد همه کس کو کند جان را جدا

من ز بخت خویشتن کز من جدا می داردش

چند گه دیگر نخواهم کرد هم با او وفا

آن همه خوبی که با ما بی وفا می داردش

گر سلامت نیست، باری کم ز دشنامی کزو

گوش خسرو را که در راه صبا می داردش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵۸مشک تر بر مه پراکندی و شب می‌خوانیش
  2. شمارهٔ ۱۱۵۹دوش ما بودیم و جام باده و مهتاب خوش
  3. شمارهٔ ۱۱۶۰خوش رفیقی او که گه گه در نظر می آیدش
  4. شمارهٔ ۱۱۶۱آیتی از رحمت آمد، گر چه سر تا پا تنش
  5. شمارهٔ ۱۱۶۲شد دل من خون ز داغ هجر او یارب کیش
  6. شمارهٔ ۱۱۶۳صبح دولت می دمد از روی آن خورشیدوش
  7. شمارهٔ ۱۱۶۴نام سرچشمه حیوان چه بری با دهنش؟
  8. شمارهٔ ۱۱۶۵آن سخن گفتن تو هست هنوزم در گوش
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.