پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵۸

مشک تر بر مه پراکندی و شب می‌خوانیش

برگ گل را پرشکر کردی و لب می‌خوانیش

آفتاب نیمروزی و به خدمت کردنت

می‌رسد خورشید، اگر در نیم‌شب می‌خوانیش

هست بر خورشید پیشت نام خورشیدی خطا

تو بدین نام از پی حسن ادب می‌خوانیش

نسخه‌‌ای کز خط تست اندر دل سوزان من

سحر آتش‌بند یا تعویذ تب می‌خوانیش

لب رطب سازی و آنگه خسته از دندان کنی

خسته از دندان من کن، گر رطب می‌خوانیش

ماه من زلف ذَنَب‌وَش را چه می‌گیری به دست؟

ماه کی گیرد ذنب را چون ذنب می‌خوانیش

ناله عشاق را شور و شغب، گفتی ز چیست؟

نفخ صور است این که تو شور و شغب می‌خوانیش

با رقیبت نیست کار و خوانیش می‌دانم این

تا مرا سوزی ز حسرت بی‌سبب می‌خوانیش

سجده کردن پیش طاق ابرویت از دوستی

فرض شد بر خسرو، ار تو مستحب می‌خوانیش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶۰خوش رفیقی او که گه گه در نظر می آیدش
  2. شمارهٔ ۱۱۶۱آیتی از رحمت آمد، گر چه سر تا پا تنش
  3. شمارهٔ ۱۱۶۲شد دل من خون ز داغ هجر او یارب کیش
  4. شمارهٔ ۱۱۶۳صبح دولت می دمد از روی آن خورشیدوش
  5. شمارهٔ ۱۱۶۴نام سرچشمه حیوان چه بری با دهنش؟
  6. شمارهٔ ۱۱۶۵آن سخن گفتن تو هست هنوزم در گوش
  7. شمارهٔ ۱۱۶۶از خدنگ غمزه دلدوز خویش
  8. شمارهٔ ۱۱۶۷زلف تو هر موی و بادی در سرش
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.