پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵۵

مست و لایعقل گذشتم از در میخانه دوش

سالکی دیدم نشسته پیش پیر می فروش

گشته از دنیا و مافیها به کلی اختیار

از پی یک جرعه می بر باد داده عقل و هوش

مطربان افتاده بی خود هر یکی بر یک طرف

از نفیر آسوده چنگ و از فغان بربط خموش

شمع مجلس ایستاده زرد و لرزان و نزار

آتشی بر سر دویده آمده خوش خوش به جوش

خواستم تا بگذرم زان در که ناگه از درون

چشم سالک بر من افتاد و در آمد در خروش

گفت، ای غافل، کجایی چند گردی هر طرف؟

بگذر از خویش و در آور شرب ما یک جرعه نوش

تو هم از دردی کشان شو در خرابات مغان

تا بیابی هر چه خواهی، این نصیحت دار گوش

نیست در خورد تو خسرو این حکایتها برو

آتشی چندان نداری، بیهده چندین مجوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵۷ما به جان درمانده و دل سوی ما می خواندش
  2. شمارهٔ ۱۱۵۸مشک تر بر مه پراکندی و شب می‌خوانیش
  3. شمارهٔ ۱۱۵۹دوش ما بودیم و جام باده و مهتاب خوش
  4. شمارهٔ ۱۱۶۰خوش رفیقی او که گه گه در نظر می آیدش
  5. شمارهٔ ۱۱۶۱آیتی از رحمت آمد، گر چه سر تا پا تنش
  6. شمارهٔ ۱۱۶۲شد دل من خون ز داغ هجر او یارب کیش
  7. شمارهٔ ۱۱۶۳صبح دولت می دمد از روی آن خورشیدوش
  8. شمارهٔ ۱۱۶۴نام سرچشمه حیوان چه بری با دهنش؟
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.