فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱۰۸۱ ای از تو خوبان خورده خون تو از همه خونخواره تر
- شمارهٔ ۱۰۸۲ ماه ندیدی ار دلا، یار چو ماه من نگر
- شمارهٔ ۱۰۸۳ ای به تپیدن از تو دل، هوش که می بری مبر
- شمارهٔ ۱۰۸۴ گر تو کلاه کج نهی، هوش ز ما شود مگر
- شمارهٔ ۱۰۸۵ ای ز چون تو بت شده، صد پارسا زنار دار
- شمارهٔ ۱۰۸۶ ای چراغ جانم از شمع جمالت نور دار
- شمارهٔ ۱۰۸۷ یا رب، این ماییم از آن جان و جهان افتاده دور
- شمارهٔ ۱۰۸۸ گر هنر داری مرنج، ار کم نشینی بر ستور
- شمارهٔ ۱۰۸۹ یا رب، آن رویست یا گلبرگ خندان در نظر
- شمارهٔ ۱۰۹۰ ای ترا در زیر هر لب شکرستانی دگر
- شمارهٔ ۱۰۹۱ پرتو خورشید بین تابنده از روی قمر
- شمارهٔ ۱۰۹۲ می نیاید چشم من بر آستان او گذر
- شمارهٔ ۱۰۹۳ خوش بود باده گلرنگ در ایام بهار
- شمارهٔ ۱۰۹۴ یکی امروز سر زلف پریشان بگذار
- شمارهٔ ۱۰۹۵ زلفت از باد دگر باشد و از شانه دگر
- شمارهٔ ۱۰۹۶ گر زمین جان برود، باد هوایی کم گیر
- شمارهٔ ۱۰۹۷ سر به کوی عشق غلتانیده گیر
- شمارهٔ ۱۰۹۸ ای رخت از مه جهان آرای تر
- شمارهٔ ۱۰۹۹ با تو در سینه نفس را چه گذر
- شمارهٔ ۱۱۰۰ در عشق باز خود را دیوانه کردم از سر
- شمارهٔ ۱۱۰۱ جولان توسنش بین، هر سو غبار دیگر
- شمارهٔ ۱۱۰۲ ای باد صبحدم، خبر آشنا بیار
- شمارهٔ ۱۱۰۳ ای دل، ازین خرابه وحشت کرانه گیر
- شمارهٔ ۱۱۰۴ ای شهسوار، دست به سوی عنان مبر
- شمارهٔ ۱۱۰۵ از چشم تو که هست ز تو جان شکارتر
- شمارهٔ ۱۱۰۶ هر شب منم ز هجر پریشان و دیده تر
- شمارهٔ ۱۱۰۷ نه نرگس است ز چشم خوش تو عربده جوتر
- شمارهٔ ۱۱۰۸ رضای من طلب امشب، طریق ناز مگیر
- شمارهٔ ۱۱۰۹ قمر برید ز من مهر و من خراب قمر
- شمارهٔ ۱۱۱۰ منم به خانه، تن اینجا و جان به جای دگر
- شمارهٔ ۱۱۱۱ رخ گل خوش است و از وی رخت، ای نگار، خوش تر
- شمارهٔ ۱۱۱۲ سپیده دم که گهربار بر در گلزار
- شمارهٔ ۱۱۱۳ آراست همه عرصه آفاق به زیور
- شمارهٔ ۱۱۱۴ ای سرم را به خاک پات نیاز
- شمارهٔ ۱۱۱۵ فزون شد عشق جانان روز تا روز
- شمارهٔ ۱۱۱۶ ز من چو دل ربودی رفت جان نیز
- شمارهٔ ۱۱۱۷ گشادی چشم خواب آلود را باز
- شمارهٔ ۱۱۱۸ بر جان من شکسته دل باز
- شمارهٔ ۱۱۱۹ مبتلا شد چون دل مسکین به زلف یار باز
- شمارهٔ ۱۱۲۰ در فراقش رود خون از دیده می بارم هنوز
- شمارهٔ ۱۱۲۱ مست من چون جرعه نوشی، باده ای بر من بریز
- شمارهٔ ۱۱۲۲ سویم آن نرگس بی خواب نبیند هرگز
- شمارهٔ ۱۱۲۳ رویت از خوی همه پر در خوشاب است امروز
- شمارهٔ ۱۱۲۴ دل ز تن بردی و در جانی هنوز
- شمارهٔ ۱۱۲۵ تن پیر گشت و آرزوی دل جوان هنوز
- شمارهٔ ۱۱۲۶ افتادگان راه توییم از سر نیاز
- شمارهٔ ۱۱۲۷ کجا بود من مدهوش را حضور نماز!
- شمارهٔ ۱۱۲۸ خیال دوست به چشم من اندر آمد باز
- شمارهٔ ۱۱۲۹ دمید صبح مبارک طلوع، ساقی، خیز
- شمارهٔ ۱۱۳۰ نازنینان و چاربالش ناز
- شمارهٔ ۱۱۳۱ شب زلف تو شد نشانه روز
- شمارهٔ ۱۱۳۲ باد نوروز آمد و درهای بستان کرده باز
- شمارهٔ ۱۱۳۳ بوستان بشکفت و روی لاله خندان گشت باز
- شمارهٔ ۱۱۳۴ یا مرا قربانی آن چشم شوخ و شنگ ساز
- شمارهٔ ۱۱۳۵ بر جمالت همچنان من عاشق زارم هنوز
- شمارهٔ ۱۱۳۶ با پسته میگون تو شکر چه کند کس؟
- شمارهٔ ۱۱۳۷ کار دلم از دست شد، ای دلربا، فریادرس
- شمارهٔ ۱۱۳۸ بیا که بزم طرب را چمن نهاد اساس
- شمارهٔ ۱۱۳۹ خرابی من از آن چشم پر خماری پرس
- شمارهٔ ۱۱۴۰ دل ببردی به جنگجویی و بس
متن اشعار به نقل از گنجور.