پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲۹

دمید صبح مبارک طلوع، ساقی، خیز

به دلخوشی می صافی به جام روشن ریز

شراب و شاهد و مطرب به مجلس آر، کنون

که در صبوح نشسته ست صوفی گه خیز

چو رفت توبه ام، ار صاف نیست، درد سیاه

بیار و در کله صوفیانه من ریز

به درد عشق بمیرم، ولی دوا چه کنم؟

ز روی خوب میسر نمی شود پرهیز

ره حجاز بزن، گریه خرابی من!

نشان هجر و بیابان ببر ز راه حجیز

پیاله ام به لب و خون چکان ز دیده من

چه خوش همی خورم آن باده های خون آمیز

بکش مرا ز تن و از فراق باز رهان

که زنده گردم ازین مردن خیال انگیز

مدام جرعه خود ریز بر سر خسرو

ز بعد مردن و بر گور بالشش آویز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳۱شب زلف تو شد نشانه روز
  2. شمارهٔ ۱۱۳۲باد نوروز آمد و درهای بستان کرده باز
  3. شمارهٔ ۱۱۳۳بوستان بشکفت و روی لاله خندان گشت باز
  4. شمارهٔ ۱۱۳۴یا مرا قربانی آن چشم شوخ و شنگ ساز
  5. شمارهٔ ۱۱۳۵بر جمالت همچنان من عاشق زارم هنوز
  6. شمارهٔ ۱۱۳۶با پسته میگون تو شکر چه کند کس؟
  7. شمارهٔ ۱۱۳۷کار دلم از دست شد، ای دلربا، فریادرس
  8. شمارهٔ ۱۱۳۸بیا که بزم طرب را چمن نهاد اساس
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.