پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳۱

شب زلف تو شد نشانه روز

در کن آن شب از کرانه روز

طرفه خالی ست در میان رخت

شب که دیده ست در میانه روز

روز و شب زان تست، زان خط و خال

دام شب کرده ای و دانه روز

روی تو می کند جهان روشن

چه نهی بر جهان بهانه روز؟

بنده تست آفتاب که هست

چشم روشن به چشم خانه روز

زیر پای تو ریزم، ار یابم

گوهر مشرق از خزانه روز

بار ده تا به دولتت بزنم

نوبت ملک پنجگانه روز

بنده شد همچو خسروت خورشید

گر چه هست او شه یگانه روز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳۳بوستان بشکفت و روی لاله خندان گشت باز
  2. شمارهٔ ۱۱۳۴یا مرا قربانی آن چشم شوخ و شنگ ساز
  3. شمارهٔ ۱۱۳۵بر جمالت همچنان من عاشق زارم هنوز
  4. شمارهٔ ۱۱۳۶با پسته میگون تو شکر چه کند کس؟
  5. شمارهٔ ۱۱۳۷کار دلم از دست شد، ای دلربا، فریادرس
  6. شمارهٔ ۱۱۳۸بیا که بزم طرب را چمن نهاد اساس
  7. شمارهٔ ۱۱۳۹خرابی من از آن چشم پر خماری پرس
  8. شمارهٔ ۱۱۴۰دل ببردی به جنگجویی و بس
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.