پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳۰

نازنینان و چاربالش ناز

خاکساران و آستان نیاز

جور و خواری کشیدن از محبوب

خوش تر است از هزار نعمت و ناز

گوش مجنون و حلقه لیلی

سر محمود و آستان ایاز

نام و ناموس و دین و دنیا را

چه محل پیش عاشق جانباز؟

ای که عیبم همی کنی در عشق

یک نظر بر جمال او انداز

عشق در هر دلی فرو ناید

زانکه هر سینه نیست محرم راز

من ازین در کجا توانم رفت؟

مرغ پر بسته کی کند پرواز

نی قراری که لب فرو بندم

نی مجالی که برکشم آواز

گر به بوی تو جان برافشانم

هم به بوی تو زنده گردم باز

همه گفتار دشمنان مشنو

یک دم آخر به دوستان پرداز

ساعتی این شکسته را دریاب

یک زمان این غریب را بنواز

امشب از رفته باز نتوان گفت

زانکه شب کوته است و قصه دراز

خسرو ار گریه کرد، معذور است

کش چو شمع است کار سوز و گداز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳۲باد نوروز آمد و درهای بستان کرده باز
  2. شمارهٔ ۱۱۳۳بوستان بشکفت و روی لاله خندان گشت باز
  3. شمارهٔ ۱۱۳۴یا مرا قربانی آن چشم شوخ و شنگ ساز
  4. شمارهٔ ۱۱۳۵بر جمالت همچنان من عاشق زارم هنوز
  5. شمارهٔ ۱۱۳۶با پسته میگون تو شکر چه کند کس؟
  6. شمارهٔ ۱۱۳۷کار دلم از دست شد، ای دلربا، فریادرس
  7. شمارهٔ ۱۱۳۸بیا که بزم طرب را چمن نهاد اساس
  8. شمارهٔ ۱۱۳۹خرابی من از آن چشم پر خماری پرس
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.