پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳۲

باد نوروز آمد و درهای بستان کرده باز

گل جهانی را به روی خویش خندان کرده باز

غنچه بهر صد درم گل را به زندان کرده بود

زر بداد آن گه صبا و قفل زندان کرده باز

در عرق شد غنچه از گرما و تنگ آمد ز خویش

باد خوش می آید، از گرما گریبان کرده باز

چرخ گردان بهر ما را ساخت از گل کوزه ها

ابر آن گه کوزه ها بر آب حیوان کرده باز

بالش سلطان گل در بارجای شاخ بین

کو ز بهر بار دادن چتر سلطان کرده باز

چند سوزی زلف سنبل، بینی، ای نرگس، ترا

آرزوی دیدن خواب پریشان کرده باز

یارب، این ابر است در صحن چمن گوهر افشان؟

یا شهنشاه جهان دست زر افشان کرده باز

تا ز خسرو دست گیری یافت در مدحش قلم

از سخن گفتن زبان بر در عمان کرده باز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳۴یا مرا قربانی آن چشم شوخ و شنگ ساز
  2. شمارهٔ ۱۱۳۵بر جمالت همچنان من عاشق زارم هنوز
  3. شمارهٔ ۱۱۳۶با پسته میگون تو شکر چه کند کس؟
  4. شمارهٔ ۱۱۳۷کار دلم از دست شد، ای دلربا، فریادرس
  5. شمارهٔ ۱۱۳۸بیا که بزم طرب را چمن نهاد اساس
  6. شمارهٔ ۱۱۳۹خرابی من از آن چشم پر خماری پرس
  7. شمارهٔ ۱۱۴۰دل ببردی به جنگجویی و بس
  8. شمارهٔ ۱۱۴۱ای ز تو کارسازی همه کس
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.