پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲۸

خیال دوست به چشم من اندر آمد باز

هوای عشق دگر باره در سر آمد باز

کشیده غمزه او لشکر و ولایت صبر

خراب کرد که غوغای کافر آمد باز

سبک سوار من از کوی فتنه سر بر کرد

فغان به شهر، تظلم به داور آمد باز

کبوتری بدم از چنگ باز رسته، دریغ

که چنگ باز به پای کبوتر آمد باز

جز آب دیده نشوید غبار سینه، کنون

که خیل غمزه به صحرای دل در آمد باز

بسوز خسرو اگر بخت سایه ات نکند

که آفتاب حوادث برابر آمد باز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳۰نازنینان و چاربالش ناز
  2. شمارهٔ ۱۱۳۱شب زلف تو شد نشانه روز
  3. شمارهٔ ۱۱۳۲باد نوروز آمد و درهای بستان کرده باز
  4. شمارهٔ ۱۱۳۳بوستان بشکفت و روی لاله خندان گشت باز
  5. شمارهٔ ۱۱۳۴یا مرا قربانی آن چشم شوخ و شنگ ساز
  6. شمارهٔ ۱۱۳۵بر جمالت همچنان من عاشق زارم هنوز
  7. شمارهٔ ۱۱۳۶با پسته میگون تو شکر چه کند کس؟
  8. شمارهٔ ۱۱۳۷کار دلم از دست شد، ای دلربا، فریادرس
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.