پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲۷

کجا بود من مدهوش را حضور نماز!

که کنج کعبه ز دیر مغان ندانم باز

مرا مخوان به نماز،ای امام و وعظ مگوی

که از نیاز نمی باشدم حضور نماز

چو صوفی از می صافی نمی کند پرهیز

مباش منکر دردی کشان شاهد باز

بسان مطرف مفلس نوای سوختگان

چو بلبل سحری می کند سماع آغاز

اگر چه عود توام، هر نفس بخواهی سوخت

مرا ز ساز چه می افگنی؟ بسوز و بساز

بدان طمع که کند مرغ وصل خوبان صید

دو دیده ام شده از شام تا سحرگه باز

خیال زلف دراز تو گر نگیرد دست

که برسر آرد ازین ظلمتم شبان دراز

تو در تنعم و نازی، ز ما کی اندیشی؟

که ناز ما به نیاز است و نازش تو به ناز

اگر ز خط تو چون موی سر بگردانم

ببند و چون سر زلفم بر آفتاب انداز

امید بنده مسکین به هیچ واثق نیست

مگر به لطف خداوندگار بنده نواز

گذشت شعر ز شعری و شورش از گردون

چرا که از پی آوازه می رود آواز

خرد مجوی ز خسرو که اهل معنی را

نظر به عشق حقیقت، بود نه عقل مجاز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲۹دمید صبح مبارک طلوع، ساقی، خیز
  2. شمارهٔ ۱۱۳۰نازنینان و چاربالش ناز
  3. شمارهٔ ۱۱۳۱شب زلف تو شد نشانه روز
  4. شمارهٔ ۱۱۳۲باد نوروز آمد و درهای بستان کرده باز
  5. شمارهٔ ۱۱۳۳بوستان بشکفت و روی لاله خندان گشت باز
  6. شمارهٔ ۱۱۳۴یا مرا قربانی آن چشم شوخ و شنگ ساز
  7. شمارهٔ ۱۱۳۵بر جمالت همچنان من عاشق زارم هنوز
  8. شمارهٔ ۱۱۳۶با پسته میگون تو شکر چه کند کس؟
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.