پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲۵

تن پیر گشت و آرزوی دل جوان هنوز

دل خون شد و حدیث بتان بر زبان هنوز

عمرم به آخر آمد و روزم به شب رسید

مستی و بت پرستی من همچنان هنوز

آهنگ کرده سوی بتان جان کمترین

کافر دلان حسن درون سوی جان هنوز

صد غم رسید و مرگ هنوزم نمی رسد

صد کعبه رفت و مهر دلم رایگان هنوز

عالم تمام پر ز شهیدان خفته گشت

ترک مرا خدنگ بلا در کمان هنوز

بیدار مانده شب همه خلق از نفیر من

وان چشم نیم مست به خواب گران هنوز

هر دم کرشمه های وی افزون و آنگهی

خسرو ز بند او به امید امان هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲۷کجا بود من مدهوش را حضور نماز!
  2. شمارهٔ ۱۱۲۸خیال دوست به چشم من اندر آمد باز
  3. شمارهٔ ۱۱۲۹دمید صبح مبارک طلوع، ساقی، خیز
  4. شمارهٔ ۱۱۳۰نازنینان و چاربالش ناز
  5. شمارهٔ ۱۱۳۱شب زلف تو شد نشانه روز
  6. شمارهٔ ۱۱۳۲باد نوروز آمد و درهای بستان کرده باز
  7. شمارهٔ ۱۱۳۳بوستان بشکفت و روی لاله خندان گشت باز
  8. شمارهٔ ۱۱۳۴یا مرا قربانی آن چشم شوخ و شنگ ساز
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.