پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲۴

دل ز تن بردی و در جانی هنوز

دردها دادی و درمانی هنوز

آشکارا سینه‌ام بشکافتی

همچنان در سینه پنهانی هنوز

مُلک دل کردی خراب از تیغِ کین

واندر این ویرانه سلطانی هنوز

هر دو عالم قیمت خود گفته‌ای

نرخ بالا کن که ارزانی هنوز

خون کس یارب نگیرد دامنت

گر چه در خون ناپشیمانی هنوز

جور کردی سال‌ها چون کافران

بهر رحمت نامسلمانی هنوز

ما ز گریه چون نمک بگداختیم

تو به خنده شکّرستانی هنوز

جان ز بند کالبد آزاد گشت

دل به گیسوی تو زندانی هنوز

پیری و شاهدپرستی ناخوش است

خسروا، تا کی پریشانی هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲۶افتادگان راه توییم از سر نیاز
  2. شمارهٔ ۱۱۲۷کجا بود من مدهوش را حضور نماز!
  3. شمارهٔ ۱۱۲۸خیال دوست به چشم من اندر آمد باز
  4. شمارهٔ ۱۱۲۹دمید صبح مبارک طلوع، ساقی، خیز
  5. شمارهٔ ۱۱۳۰نازنینان و چاربالش ناز
  6. شمارهٔ ۱۱۳۱شب زلف تو شد نشانه روز
  7. شمارهٔ ۱۱۳۲باد نوروز آمد و درهای بستان کرده باز
  8. شمارهٔ ۱۱۳۳بوستان بشکفت و روی لاله خندان گشت باز
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.