پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱۹

مبتلا شد چون دل مسکین به زلف یار باز

جان سلامت کی توان بردن ازان طرار باز؟

دل به ابروی بتان دارد چو اقرار درست

می کند از مومنی تصدیق آن اقرار باز

سرو بستان در چمن چون دید رفتار ترا

از خجالت خشک بر جا ماند از رفتار باز

هیچ غمخواری ندارم در غم عشق تو من

هم مگر لطف تو گردد بنده را غمخوار باز

چاره بیچارگان چون در لب شیرین تست

دامنت خواهم گرفت، ای صنم، ناچار باز

چند گه پر کار چرخ ار کرد از هم مان جدا

عاقبت با هم رسانید آن سر پرگار باز

بر جمالت دل نه اکنون عاشق است، ای جان من

مهر تو در سینه دارم مدمت بسیار باز

گر هوای وصل آن مه داری، ای خسرو، به جان

چشم غیرت را بدوز از دیدن اغیار باز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲۱مست من چون جرعه نوشی، باده ای بر من بریز
  2. شمارهٔ ۱۱۲۲سویم آن نرگس بی خواب نبیند هرگز
  3. شمارهٔ ۱۱۲۳رویت از خوی همه پر در خوشاب است امروز
  4. شمارهٔ ۱۱۲۴دل ز تن بردی و در جانی هنوز
  5. شمارهٔ ۱۱۲۵تن پیر گشت و آرزوی دل جوان هنوز
  6. شمارهٔ ۱۱۲۶افتادگان راه توییم از سر نیاز
  7. شمارهٔ ۱۱۲۷کجا بود من مدهوش را حضور نماز!
  8. شمارهٔ ۱۱۲۸خیال دوست به چشم من اندر آمد باز
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.