پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲۲

سویم آن نرگس بی خواب نبیند هرگز

بختم آن طره قلاب نبیند هرگز

هر دمش، سجده کنند انجم و مهر و مه و چرخ

یوسف این مرتبه در خواب نبیند هرگز

هر زمان خنده دیگر کند آن شورانگیز

داغ دیرینه اصحاب نبیند هرگز

بی محابا کشد و شرم ندارد، آری

روی قربانی قصاب نبیند هرگز

طمع مهر و وفا همت کوته نظر آنست

مرد عشق این همه اسباب نبیند هرگز

هر شکاری که فتد پیش تو، ای تیرانداز

سیری از ناوک پرتاب نبیند هرگز

ای مؤذن، مکش آواز که هست این دل من

بت پرستی که به محراب نبیند هرگز

خسرو آن شب که به کوی تو رود از غیرت

سایه خویش به مهتاب نبیند هرگز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲۴دل ز تن بردی و در جانی هنوز
  2. شمارهٔ ۱۱۲۵تن پیر گشت و آرزوی دل جوان هنوز
  3. شمارهٔ ۱۱۲۶افتادگان راه توییم از سر نیاز
  4. شمارهٔ ۱۱۲۷کجا بود من مدهوش را حضور نماز!
  5. شمارهٔ ۱۱۲۸خیال دوست به چشم من اندر آمد باز
  6. شمارهٔ ۱۱۲۹دمید صبح مبارک طلوع، ساقی، خیز
  7. شمارهٔ ۱۱۳۰نازنینان و چاربالش ناز
  8. شمارهٔ ۱۱۳۱شب زلف تو شد نشانه روز
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.