پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱۸

بر جان من شکسته دل باز

کردی تو شراب خوردن آغاز

جانا، مخور این قدح که مستی

لب را بزن و به من بده باز

شد نوبت شربت پسینم

جرعه به پیاله من انداز

ما را غم تو ز خلق ببرید

در صحبت دوستان دمساز

پرسی که چگونه ای، چه گویم؟

کز مرده برون نیاید آواز

گویند مرا، برو از ین کوی

دل گم کردم، کجا روم باز؟

خوش نیست سرود خسروان را

مطرب مست است و چنگ ناساز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲۰در فراقش رود خون از دیده می بارم هنوز
  2. شمارهٔ ۱۱۲۱مست من چون جرعه نوشی، باده ای بر من بریز
  3. شمارهٔ ۱۱۲۲سویم آن نرگس بی خواب نبیند هرگز
  4. شمارهٔ ۱۱۲۳رویت از خوی همه پر در خوشاب است امروز
  5. شمارهٔ ۱۱۲۴دل ز تن بردی و در جانی هنوز
  6. شمارهٔ ۱۱۲۵تن پیر گشت و آرزوی دل جوان هنوز
  7. شمارهٔ ۱۱۲۶افتادگان راه توییم از سر نیاز
  8. شمارهٔ ۱۱۲۷کجا بود من مدهوش را حضور نماز!
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.