پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱۷

گشادی چشم خواب آلود را باز

در فتنه به عالم کرده ای باز

به دور ماه رویت زلف شبرو

پریشان کاری اکنون کرد آغاز

خط سبزت، اگر نه خضر وقت است

چرا شد با لب جان بخش دمساز؟

به بستان گر روی، در سجده آید

به پیش قامتت سرو سرافراز

ربودی دل ز من، وانگه سپردی

به دست طره دلدوز غماز

چه جای جان که بر دل می زند تیر؟

چو گردد ترک چشمت ناوک انداز

اگر ندهی به عمری کام خسرو

روا باشد، به غیر او مپرداز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱۹مبتلا شد چون دل مسکین به زلف یار باز
  2. شمارهٔ ۱۱۲۰در فراقش رود خون از دیده می بارم هنوز
  3. شمارهٔ ۱۱۲۱مست من چون جرعه نوشی، باده ای بر من بریز
  4. شمارهٔ ۱۱۲۲سویم آن نرگس بی خواب نبیند هرگز
  5. شمارهٔ ۱۱۲۳رویت از خوی همه پر در خوشاب است امروز
  6. شمارهٔ ۱۱۲۴دل ز تن بردی و در جانی هنوز
  7. شمارهٔ ۱۱۲۵تن پیر گشت و آرزوی دل جوان هنوز
  8. شمارهٔ ۱۱۲۶افتادگان راه توییم از سر نیاز
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.