پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰۴

ای شهسوار، دست به سوی عنان مبر

بر صید تیر مفگن و از خلق جان مبر

چون در شکار بر سر آهو گذر کنی

چشمت بس است، دست به تیر و کمان مبر

در جعد چون کمند تو من صید لاغرم

آزرده می شوم، به زمینم کشان مبر

دانی که چند دست دل اندر عنان تست

آن دست نازنین، به دوال عنان مبر

چند از مه و ستاره تو تنها شنیده ای

شرمی بدار و نام کسان بر زبان مبر

گفتی که نیست یاد منت، از خدا بترس

بر من که سوختم ز فراق این گمان مبر

دل برده ای، بیا، شه مردم شکار، وه

تن لاغر است طعمه زاغ استخوان مبر

سودی بکن، همین که بیایی به سوی من

صبر و قرار خسرو مسکین زیان مبر

دل برده ای، بیا، شه مردم شکار، وه

تن لاغر است طعمه زاغ استخوان مبر

سودی بکن، همین که بیایی به سوی من

صبر و قرار خسرو مسکین زبان مبر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰۶هر شب منم ز هجر پریشان و دیده تر
  2. شمارهٔ ۱۱۰۷نه نرگس است ز چشم خوش تو عربده جوتر
  3. شمارهٔ ۱۱۰۸رضای من طلب امشب، طریق ناز مگیر
  4. شمارهٔ ۱۱۰۹قمر برید ز من مهر و من خراب قمر
  5. شمارهٔ ۱۱۱۰منم به خانه، تن اینجا و جان به جای دگر
  6. شمارهٔ ۱۱۱۱رخ گل خوش است و از وی رخت، ای نگار، خوش تر
  7. شمارهٔ ۱۱۱۲سپیده دم که گهربار بر در گلزار
  8. شمارهٔ ۱۱۱۳آراست همه عرصه آفاق به زیور
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.