پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰۵

از چشم تو که هست ز تو جان شکارتر

دل نیست در جهان ز دل من فگارتر

می گوی تلخ از آن لب شیرین که زهر تست

ز آب حیات بر دل و جان سازگارتر

خلق از تو با کمال وفا با شکایتند

من هر چه بیش می کشیم شرمسارتر

پیش تو جان شکافم و باور نیایدت

هرگز ندیده ام ز تو بی استوارتر

گفتم که هوشیار شو، ای دل، به کار عشق

عقلم به گوش گفت ز من هوشیارتر

در عشق بدگوار بود پند دشمنان

حقا که پند دوست از آن ناگوارتر

پرسی که چون نخست دلت بیقرار نیست

گر باورم کنی قدری بیقرارتر

رخ هر چه بیش بر در تو می زنم به سنگ

بختم نگر که هست زرم بی عیارتر

هم خود برون برآر، چو خسرو بگویدت

کاخر ز چیست چشم من سوکوارتر؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰۷نه نرگس است ز چشم خوش تو عربده جوتر
  2. شمارهٔ ۱۱۰۸رضای من طلب امشب، طریق ناز مگیر
  3. شمارهٔ ۱۱۰۹قمر برید ز من مهر و من خراب قمر
  4. شمارهٔ ۱۱۱۰منم به خانه، تن اینجا و جان به جای دگر
  5. شمارهٔ ۱۱۱۱رخ گل خوش است و از وی رخت، ای نگار، خوش تر
  6. شمارهٔ ۱۱۱۲سپیده دم که گهربار بر در گلزار
  7. شمارهٔ ۱۱۱۳آراست همه عرصه آفاق به زیور
  8. شمارهٔ ۱۱۱۴ای سرم را به خاک پات نیاز
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.