پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱۳

آراست همه عرصه آفاق به زیور

در برج شرف آمدن شمس منور

بیرون زده گلهای رخ ساده جوانان

کایند به نظاره شهزاده کشور

بر سبزه گل لعل تو دانی چه چکیده ست؟

بر سینه طاوس مگر خون کبوتر

خونابه چکانید ز چشم تر عشاق

بلبل که کشیده زنوار زهره ز اختر

بر لاله تر کوفت صبا پای بر آتش

با مطرب و با مرغ چمن شد چو نواگر

غنچه ست دهن گرد گرفته ز پی آنک

بوسد کف پاهای نگاران سمن بر

آن طرفه بهاری که زمین پر گل و زر شد

زان ره که در آمد علم خان مظفر

شهزاده خضر خان که به تایید الهی

خضری ست پدید آمده از صلب سکندر

نبود عجب، ار محو کند حکم فنا را

آثار چنین عمر که خضری ست مصور

مدح تو ز خسرو به فلک رفت و عطارد

بر تخته خورشید نگر می کند از بر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱۵فزون شد عشق جانان روز تا روز
  2. شمارهٔ ۱۱۱۶ز من چو دل ربودی رفت جان نیز
  3. شمارهٔ ۱۱۱۷گشادی چشم خواب آلود را باز
  4. شمارهٔ ۱۱۱۸بر جان من شکسته دل باز
  5. شمارهٔ ۱۱۱۹مبتلا شد چون دل مسکین به زلف یار باز
  6. شمارهٔ ۱۱۲۰در فراقش رود خون از دیده می بارم هنوز
  7. شمارهٔ ۱۱۲۱مست من چون جرعه نوشی، باده ای بر من بریز
  8. شمارهٔ ۱۱۲۲سویم آن نرگس بی خواب نبیند هرگز
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.