پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰۶

هر شب منم ز هجر پریشان و دیده تر

دل از برم رمیده و من زو رمیده تر

افغان ز تو که هست به گوشت فغان من

هر چند بیش می شنوی ناشنیده تر

شیرین غمی ست عشق، ولیکن زمان کجاست؟

ای دل، بگویمت که بخور، لیک دیده تر

خلقی به راه منتظرت جان سپرده اند

ای ترک مست، دار عنان را کشیده تر

تو فتنه زمان شدی، ورنه روزگار

بوده ست پیش ازین قدری آرمیده تر

ای دوست، پرده پوشی مجنون ز عقل نیست

کور است دامنی ز گریبان دریده تر

خسرو، زمان رفتن و بر دوش بار عشق

راه دراز می روی، آخر جریده تر!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰۸رضای من طلب امشب، طریق ناز مگیر
  2. شمارهٔ ۱۱۰۹قمر برید ز من مهر و من خراب قمر
  3. شمارهٔ ۱۱۱۰منم به خانه، تن اینجا و جان به جای دگر
  4. شمارهٔ ۱۱۱۱رخ گل خوش است و از وی رخت، ای نگار، خوش تر
  5. شمارهٔ ۱۱۱۲سپیده دم که گهربار بر در گلزار
  6. شمارهٔ ۱۱۱۳آراست همه عرصه آفاق به زیور
  7. شمارهٔ ۱۱۱۴ای سرم را به خاک پات نیاز
  8. شمارهٔ ۱۱۱۵فزون شد عشق جانان روز تا روز
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.