پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱۰

منم به خانه، تن اینجا و جان به جای دگر

به دل تویی وسخن بر زبان به جای دگر

به بوستان روم از غم، ولی چه سود که هست

دلم به جای دگر، بوستان به جای دگر

کجا به کوی تو ماند نسیم باغ بهشت

زمینست جای دگر، آسمان به جای دگر

چو جان دهم نرود دل به کویت، ار چه برند

سگان کوی تو هر استخوان به جای دگر

نشان ز کوی تو پرسند و من ز بس غیرت

تو جای دیگر و گویم نشان به جای دگر

مگو که یار دگر کن، کنم اگر بینم

نظافتی که تو داری همان به جای دگر

بگو، چگونه توان گفت زنده خسرو را

که او به جای دگر ماند و جان به جای دگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱۲سپیده دم که گهربار بر در گلزار
  2. شمارهٔ ۱۱۱۳آراست همه عرصه آفاق به زیور
  3. شمارهٔ ۱۱۱۴ای سرم را به خاک پات نیاز
  4. شمارهٔ ۱۱۱۵فزون شد عشق جانان روز تا روز
  5. شمارهٔ ۱۱۱۶ز من چو دل ربودی رفت جان نیز
  6. شمارهٔ ۱۱۱۷گشادی چشم خواب آلود را باز
  7. شمارهٔ ۱۱۱۸بر جان من شکسته دل باز
  8. شمارهٔ ۱۱۱۹مبتلا شد چون دل مسکین به زلف یار باز
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.