پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰۳

ای دل، ازین خرابه وحشت کرانه گیر

رو بر فراز کنگر عرش آشیانه گیر

هستی به فقر یار و بهانه مکن که نیست

یابی مگر خلاص ز دهر، این بهانه گیر

سنگ گران خود به ترازوی همت آر

هر دو جهان به وزن دو خشخاش دانه گیر

از کیش پاک سهم سعادت ستان و بس

این جانب دو قوس دوگانی نشانه گیر

گیتی فسانه گیر و خیالی که اندروست

آنجا که راستی ست دروغ و فسانه گیر

رخش زمانه نزد تو، خواهی قرار عمر

گر قوتیت هست، عنان زمانه گیر

در عشق خون دل خور و از شوق ناله کن

آن باده را به زمزمه این ترانه گیر

خسرو، ز نام و ننگ جهان به که وارهی

ناداشت کرد و مست شو و شاخشانه گیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰۵از چشم تو که هست ز تو جان شکارتر
  2. شمارهٔ ۱۱۰۶هر شب منم ز هجر پریشان و دیده تر
  3. شمارهٔ ۱۱۰۷نه نرگس است ز چشم خوش تو عربده جوتر
  4. شمارهٔ ۱۱۰۸رضای من طلب امشب، طریق ناز مگیر
  5. شمارهٔ ۱۱۰۹قمر برید ز من مهر و من خراب قمر
  6. شمارهٔ ۱۱۱۰منم به خانه، تن اینجا و جان به جای دگر
  7. شمارهٔ ۱۱۱۱رخ گل خوش است و از وی رخت، ای نگار، خوش تر
  8. شمارهٔ ۱۱۱۲سپیده دم که گهربار بر در گلزار
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.