پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹۳

خوش بود باده گلرنگ در ایام بهار

خاصه در سایه گلهای تر اندام بهار

عاشق زار بهار است نهانی سوسن

لیک از شرم نیارد به زبان نام بهار

بر چمن بود بسی وام بهار از زر و سیم

غنچه بگشاد گره تا بدهد وام بهار

بعد ازین بینی در سایه هر سرو بلند

مجلسی کرده جوانان می آشام بهار

هوشیار اوست به نزد همه اهل معنی

که به مستی گذراند سحر و شام بهار

به غنیمت شمر، ای دوست، اگر یافته ای

روی زیبا و می روشن و ایام بهار

از پی خوردن می با سخنان خسرو

باد می آرد ازان روی تو پیغام بهار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹۵زلفت از باد دگر باشد و از شانه دگر
  2. شمارهٔ ۱۰۹۶گر زمین جان برود، باد هوایی کم گیر
  3. شمارهٔ ۱۰۹۷سر به کوی عشق غلتانیده گیر
  4. شمارهٔ ۱۰۹۸ای رخت از مه جهان آرای تر
  5. شمارهٔ ۱۰۹۹با تو در سینه نفس را چه گذر
  6. شمارهٔ ۱۱۰۰در عشق باز خود را دیوانه کردم از سر
  7. شمارهٔ ۱۱۰۱جولان توسنش بین، هر سو غبار دیگر
  8. شمارهٔ ۱۱۰۲ای باد صبحدم، خبر آشنا بیار
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.