پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹۷

سر به کوی عشق غلتانیده گیر

چشم را بر خواب خوابانیده گیر

زلف پیچانت چو گیرم بیهده

تهمتی بر خویش پیچانیده گیر

چشم تو خون می نغلتد از درون

گوهری از دیده غلتانیده گیر

چون نمی گردد دلت، چون آسیا

ما چه گردانیم گردانیده گیر

چند ترکانه به خون اغرا کنی

خانه زنبور شورانیده گیر

پس کند تا کی زبان گردن چو شمع

آتش اندر سینه گیرانیده گیر

گر چه خسرو را بمیرانی ز غم

نام چون باقیست، میرانیده گیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹۹با تو در سینه نفس را چه گذر
  2. شمارهٔ ۱۱۰۰در عشق باز خود را دیوانه کردم از سر
  3. شمارهٔ ۱۱۰۱جولان توسنش بین، هر سو غبار دیگر
  4. شمارهٔ ۱۱۰۲ای باد صبحدم، خبر آشنا بیار
  5. شمارهٔ ۱۱۰۳ای دل، ازین خرابه وحشت کرانه گیر
  6. شمارهٔ ۱۱۰۴ای شهسوار، دست به سوی عنان مبر
  7. شمارهٔ ۱۱۰۵از چشم تو که هست ز تو جان شکارتر
  8. شمارهٔ ۱۱۰۶هر شب منم ز هجر پریشان و دیده تر
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.