پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹۶

گر زمین جان برود، باد هوایی کم گیر

ور جهانم نبود، کهنه سرایی کم گیر

این دل سوخته با گوشه محنت خو کرد

گر به باغی نرود، برگ و نوایی کم گیر

زهد من خدمت رندان خرابات بس است

گر نمازی نکنم، رسم ریایی کم گیر

زاهد ار سوی من از ننگ نبیند هرگز

ما به دشنام تو سازیم، دعایی کم گیر

زر خسان راست، مرا گوهر درویشی بس

جوهری را ز دکان کاهربایی کم گیر

گر دل مرده ما زندگی تو به نیافت

در خم آب حیات است، صفایی کم گیر

خلق از مشک و من از خاک در دوست خوشم

این صواب است مرا، بوی خطایی کم گیر

گر ز عشاق تو من کشته شدم، عمر تو باد

از صف کج کلهان ژنده قبایی کم گیر

غم مخور گر شود آواره ز کویت چو منی

از قدمگاه سران بی سر و پایی کم گیر

من که باشم که کسی از چو منی یاد کند

از گلستان ارم برگ گیایی کم گیر

صد چو خسرو به درت هست، یکی گو کم باش

در طرب خانه جمشید گدایی کم گیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹۸ای رخت از مه جهان آرای تر
  2. شمارهٔ ۱۰۹۹با تو در سینه نفس را چه گذر
  3. شمارهٔ ۱۱۰۰در عشق باز خود را دیوانه کردم از سر
  4. شمارهٔ ۱۱۰۱جولان توسنش بین، هر سو غبار دیگر
  5. شمارهٔ ۱۱۰۲ای باد صبحدم، خبر آشنا بیار
  6. شمارهٔ ۱۱۰۳ای دل، ازین خرابه وحشت کرانه گیر
  7. شمارهٔ ۱۱۰۴ای شهسوار، دست به سوی عنان مبر
  8. شمارهٔ ۱۱۰۵از چشم تو که هست ز تو جان شکارتر
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.